تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
چشم فرا خود گيرد - واگر از چند پرده برگذرد - عاقبت به حسن ماهرويى گرفتار آيد . بيت : « 1 »
اينجا فقير سوخته بگريخته ز كفر * در چين شده به علم گرفتار آمده
باشد كه به حسن محسوسات وموافقات ، بدان « 2 » باز ماند ودر اوّل قدم از حيرت به سر در آيد « 3 » ، واين غايت كفر ونهايت ضلال است . وقسمي از اقسام محبّت أنداد « 4 » در اين مقام عدالت صورت نبندد چه
إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ
« 5 » / 26 -
NB
/ مقاصد ومطالب همه جز وى باشد ، ومحبّت به « 6 » شركت بر نتابد چون ديگرى قصد آن « 7 » دارد وأو را از معشوق بر مىآرد ، پس خدا را دشمن پندارد وشيطان را كه دشمن همه است دوست دارد ، چه بيچاره از غايت نصيحت خانهء خود بدو بازمىگذارد كه
إِنِّي لَكُما لَمِنَ النَّاصِحِينَ
« 8 » . وباشد كه از اين مرتبه بگذرد وهمّت بلند گرداند ومعقولات اختيار كند وبه حسن روحانيان باز ماند وفردوس ونعيم باقي وحور وقصور ولذّات سرمدي أو را بفريبد وآخرت بر دنيا گزيند . بيت :
هر اسيرى كز كمند زلف دلگيرت بجست * از كمان ابروان وتير مژگانت بخست « 9 »
واين نيز قسمي از محبّت « 10 » أنداد است ، امّا در اين مقام صورت عدالت را محافظت نمايد وقانون شريعت را نگاه دارد ، چه مطالب كلّى باشد وشركت برنتابد « 11 » ، هر چند از حقيقت آن غافل بود شيطان را بداند ودشمن خواند ليكن چون از معصيت أو مأيوس گردد در صورت مسلمانى أو را به علم ودين مغرور گرداند ، آن ضلال بعيد بود واين ضلال مبين .
هامش
( 1 ) . ن : شعر ، د : - بيت ( 2 ) . ن ، د : بدن ( 3 ) . ش : بسر در آيد . ( 4 ) . چ : + و ( 5 ) . قسمتى است از كريمهء 13 لقمان . ( 6 ) . ن ، د : - به ( 7 ) . ن : - آن ( 8 ) . قسمتى است از كريمهء 21 الأعراف . ( 9 ) . ش : نرست ، د : بجست ( 10 ) . د : - محبت ( 11 ) . ن ، د : برتابد