تشريح المسائل
* حاصل فرمودهء شيخ در متن مذكور به دليل سوم مشهور چيست ؟
اين است كه :
اولا : احتياج ما به كلام اهل لغت در نهايت ندرت است بهطورى كه از عدم حجيت قول آنها محذور و خللى لازم نمىآيد .
ثانيا : كلام ايشان در تعيين وضع الفاظ و بيان معانى حقيقى و مجازى بيش از ظن ، موجب حصول امر ديگرى نمىشود .
در نتيجه : قول لغوى حجّت نيست و صرف احتياج در موارد نادر مصحّح قول ايشان نمىباشد .
* دليل سوم مشهور در حجيت قول لغوى چيست ؟
اين است كه :
1 - باب العلم نسبت به احكام شرعيه به روى ما بسته است .
2 - به حكم مقدمات دليل انسداد مطلق الظن در حق ما حجت است .
3 - قول لغوى از جملهء ظنون است .
پس : ظن حاصله از قول لغوى حجت است .
* آيا دليل مذكور نيازى به پاسخ دارد ؟
خير ؛ زيراكه بحث ما بر مبناى ظن خاص است و حال آنكه دليل مزبور بر مبناى دليل انسداد و ظن مطلق است و بعدا خواهيم گفت كه اصل اين مبنا باطل است .
* بهطور كلى ادعا در دليل دوم و سوم چه بود ؟
در دليل دوم : ادعا اين بود كه باب العلم به لغت اوّلا و بالذات بسته است و چارهاى جز رجوع به قول لغوى واحد نيست و گرنه باب اجتهاد و استنباط احكام بسته مىشود .
در دليل سوم : ادعا اين است كه باب العلم به احكام اوّلا و بالذات بسته است و چارهاى جز رجوع به ظن نيست .
* تفاوت اين دو ادعا بهطور خلاصه چه بود ؟
اين بود كه نسبتها عموم من وجه است .
لكن : غالبا انسداد باب علم به لغات مستلزم انسداد باب علم نسبت به احكام است و حال آنكه :
انسداد باب علم نسبت به احكام شرعيّه مستلزم انسداد باب علم به لغت نمىباشد .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 313
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣١٣