2 - و گاهى از راه تبادر و اصل عدم قرينه به ظهور عرفى مىرسيم و لو به وضع موضوع له اصلى نرسيم .
فى المثل : از امر عقيب حظر مجرّد رفع الحظر تبادر مىكند نه ايجاب و لزوم .
حال اگر شك كرديم كه آيا قرينهاى بوده يا نه ، اصل عدم القرينه را جارى كرده و ظهور عرفى را نتيجه مىگيريم و هكذا فى امثالهم .
* مگر وقوع امر عقيب حظر خود يك نوع قرينهء مقاميه نيست ؟
چرا ، و لكن منظور ما در اينجا عدم قرائن خاصّهء خارجيّه است با قطعنظر از اين قرينه عامّه .
* حاصل مطلب چه مىشود ؟
با توجه به مطالبى كه گذشت :
در بيشتر موارد با استفاده از قول لغوى مفيد علم مىتوان به حكم شرعى رسيد و موارد بسيار كمى باقى مىماند كه ما در فهم معناى آن نيازمند به قول لغوى غير علمى بشويم .
در نتيجه : اين موارد اندك و نادر ، سبب حجيت قول لغوى از باب ظن خاص نمىشوند .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 311
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣١١