امثلهء ديگر . و لذا : شايد اين مقدار از احتياج به ضميمهء اجماعاتى كه از قول سيد و مرحوم سبزوارى ذكر گرديد در اثبات حجيّت قول لغوى كافى باشد .
* مراد از اصطلاح ( فتأمّل ) در پايان عبارت چيست ؟
اين است كه : مراجعهء به لغت متكفّل براى بيان مفهوم الفاظ مذكور از قبيل وطن يا مغازه . . . به نحوى كه بتوان ميان دخول افراد مشكوكه و خروجشان امتياز قائل شد ، نمىباشد . بلكه خود اهل لغت هم غالبا در اين وادى متحيرند .
پس : اگر اين تقرير ، وجه حجيّت قول اهل لغت باشد قابل اعتماد نيست .
به عبارت ديگر :
1 - اجماع منقول به تنهايى حجّت نمىباشد .
2 - اگر آن نياز به قول لغوى به تنهايى مىتواند دليل بر حجيت قول لغوى باشد فهو المطلوب و الّا با ضميمه كردن اجماع فاقد اثر است .
زيرا : اگر اجماع منقول خود حجت نباشد ، نياز به قول اهل لغت هم حجت نباشد ، چگونه از انضمام دو لا حجت ، حجت حاصل مىشود .
حاصل مطلب اينكه : دوباره شيخ در اينكه قول لغوى حجت است يا نه ترديد مىكند .
* بهنظر شما آيا قول لغوى حجيت دارد ؟ به چه دليل ؟
بله ، حجيت دارد و به دليل حكم عقل .
يعنى :
1 - رجوع به عقل نشان مىدهد كه هر جاهلى در مسئلهء مورد نيازش بايد به عالم رجوع كند .
نكته : اين حكم عقل مستقل از آن احكام عقليهاى است كه مورد اتفاق عقلاء بما هم عقلاء است .
2 - در عبارت ( كلّ ما حكم به العقل حكم به الشّرع . . . ) تلازم قطعيه وجود دارد و ما از طريق اين ملازمهء قطعيه حكم شرعى را اثبات مىكنيم .
3 - حكم قطعى عقل حجت است و در ما نحن فيه كاربرد دارد .
4 - در باب لغت نيز لغويين عالم به لغاتاند و طبق موارد فوق بايد به آنها مراجعه كرد .
پس : به حكم عقل مستقل ، وجوب رجوع جاهل به عالم ثابت است و اين حكم عقل نيز حجيت دارد .
بنابراين : بهترين وجه براى اثبات حجيت قول لغوى همين وجه يعنى : دليل سوم اصوليين مىباشد .
پايان مبحث ظواهر الفاظ
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 316
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣١٦