ترجمه :
توهم نشود كه طرح و رد قول اهل لغت كه مفيد علم در الفاظ كتاب و سنت نيست مستلزم مسدود شدن راه استنباط در بيشتر احكام شرعيه است ، زيرا دفع آن توهم به اين است كه :
اكثر موارد لغات به جز اندكى از آنها مثل لفظ ( صعيد ) و نظير آن از طريق عرف و لغت معلوم است .
و آنچه در هيآت تركيبى ( جمله شرطيه ، وصفيّه و . . . ) مورد تبعيت است قواعد ادبى است كه از استقراء قطعى و اتفاق ادبا و يا تبادر به ضميمهء اصالة عدم القرينة به دست آمده است و چهبسا به واسطهء تبادر وضع اصلى و موضوع له حقيقى الفاظ مشخص مىشود چنانچه در صيغهء ( افعل ) يا جملهء شرطيه و يا جمله وصفيه به كمك همين تبادر معنايشان معلوم شده است .
و از اينجاست كه حضرات در اثبات مفهوم وصف به فهم ابو عبيده در حديث ( لى الواجد تحل عقوبته ) تمسك مىكنند .
و غير اين مورد از موارد ديگرى كه به فهم و تبادر نزد اهل لسان استشهاد و استدلال گرديده است .
و گاهى نيز بهواسطهء همين تبادر ، وضع به معناى اعم از حقيقت و مجاز را اثبات كردهاند ، مثل : تمسك به تبادر در مجازاتى كه به قرائن مقاميّه محفوف و مقروناند چنانچه در امر عقيب حظر ادعا شده ، خودش به تنهايى و مجرد از قرينه خاص براى رفع حظر است نه ايجاب و الزام ، زيراكه تبادر مقتضى اين معناست .
و احتمال اينكه رفع حظر ، مستند به قرينهء خاصهاى باشد به كمك اصل ( اصالة عدم القرينه ) دفع مىشود . پس اثبات مىشود كه معناى مذكور ( يعنى : صرف رفع حظر ) به خاطر قرينهء عامه است و آن ( قرينهء عامه ) همان وقوع در دنبالهء حظر است .
در نتيجه :
براى صيغهء ( افعل ) به كمك آن قرينهء عامه ظهور ثانوى مىشود .
يعنى : در مواردى كه اين صيغه مقرون به قرينهء عامه باشد دلالت بر مجرّد رفع منع و حظر دارد .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 307
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣٠٧