تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
تشريح المسائل * مراد از عبارت ( ان الكلام ان كان مقرونا به حال . . . . ) چيست ؟ اين است كه : 1 - گاهى قطع داريم كه قرينه‌اى بر خلاف ظاهر وجود ندارد و لذا اصالة الحقيقه را جارى كرده و به ظهور كلام عمل مىكنيم . 2 - گاهى قطع داريم كه قرينه‌اى بر خلاف ظاهر وجود دارد و مدلول آن‌هم روشن است مثل : ( رايت اسدا يرمى ) كه در اينجا جريان اصالة الحقيقه نيست و نمىتوان به ظاهر ( اسدا ) اخذ نمود . 3 - و گاهى در اصل وجود قرينه شك داريم . مثل : عامى كه از مولى صادر شده است مبنى بر اينكه : ( اكرم العلماء ) . حال : ما شك داريم كه آيا مخصص متصل و يا منفصلى براى آن وجود دارد يا نه ؟ در اينجا نيز به اصالة الحقيقه تمسك مىكنيم . 4 - گاهى هم در قرينه بودن يك امر موجود منفصل شك مىكنيم يعنى : كلامى جداى از عام از مولى صادر شده و لكن مجمل است و احتمال مىدهيم كه خلاف ظاهر مراد متكلم بوده و به اين قرينه منفصله اعتماد كرده لكن ما يقين نداريم . فى المثل : به دنبال ( اكرم العلماء ) فرموده لا تكرم زيدا و حال آنكه زيد مردد است ميان زيد عالم و زيد جاهل . در نتيجه : احتمال تخصيص مىدهيم در اين امر موجود منفصل و به اصالة العموم تمسك مىكنيم . 5 - و گاهى نيز كلام مقرون است به امرى كه صلاحيت قرينه بودن دارد و لكن ما بدان يقين نداريم اعم از اينكه : قرينه حاليه باشد مثل : مجازات مشهور كه صلاحيت دارد كلام را از ظهور بيندازد و مجمل سازد و يا از ما يصلح للقرينيه باشد . مثل : استثنايى كه به دنبال جملات متعدد مىآيد . در اينجا نمىتوان به اصالة الحقيقه و يا اصالة الظهور تمسك نمود . * مراد از عبارت ( و هذا تفصيل حسن . . . . ) چيست ؟ نظر جناب شيخ است كه مىفرمايد تمام تفاصيل شما درست و قابل قبول است لكن از مورد بحث ما خارج است . به عبارت ديگر : تفصيل شما در صغراى مطلب است كه در كجاها كلام ظهور عرفى دارد و به