ترجمه :
تفصيل سوم ملاك حجيت در دلالت الفاظ
دانسته شد كه ملاك حجيّت در دلالت الفاظ ، ظهور عرفى ( نوعى ) است .
و ظهور عرفى آن است كه كلام به نحوى باشد كه از نظر عرف برآن معناى مورد نظر متكلم حمل شود و لو ( اين حمل ) به واسطهء قرائن مقاميهاى باشد كه همراه با كلام است و ذهن عرف را به آن ( معنا ) منصرف مىنمايد .
بنابراين : تفاوتى نمىكند كه اين كلام در خصوص شخصى افاده ظن بالمراد بكند يا افاده ظن براى او نكند ، ظن غير معتبرى برخلافش وجود داشته باشد يا نه . زيرا دليلى كه بر حجيت ظن عرفى و عمل به آن ذكر نموديم تمام صور يادشده را شامل مىشود .
يك توهم
شايد كسى توهم كند كه چهبسا ديده شده است علما در عمل كردن به خبر صحيحى كه با فتواى مشهور مخالفت است با وجود اعترافشان به عدم حجيت شهرت ، توقف كرده و يا آن ( خبر مخالف با مشهور ) را طرح مىنمايند ( و اين عمل با سخن شما كه فرموديد : كلامى كه از باب ظن عرفى حجيت است بايد مورد عمل قرار بگيرد چه ظن غير معتبرى در مقابلش قرار بگيرد يا نه ) تنافى دارد .
دفع توهم
اين تنافى و طرح خبر مخالف با شهرت : به خاطر مزاحمت شهرت از جهت عموميت و اطلاق با دلالت خبر صحيح نيست بلكه به خاطر مزاحمت شهرت با خبر است از جهت صدور ، البته بنابراين كه ادلهء حجيت خبر واحد از نظر سند ، موردى را كه خبر با شهرت مخالف است شامل نشود . فلذا احدى از علماء در عمل كردن به ظواهر آيات قرآنى يا سنت متواتره شهرت را مانع قرار نداده و اصلا اعتنايى به شهرت نمىكنند ( زيرا آيات و سنن متواتره از حيث سند قطعى هستند ) .
نتيجه كلام
آنكه تأمّل و توجه ( علماء ) در خبر مخالف با مشهور در جايى است كه شهرت با نفس خبر يعنى با صدور آن تعارض داشته باشد و نه در موردى كه با عموم يا اطلاق آن معارض باشد . در نتيجه : هيچيك از علما در عموم خبرى كه شهرت بر تخصيص آن است درنگ و توقف نكردهاند و بدون توجه به شهرت به عموم خبر عمل مىكنند .