تشريح المسائل
* مراد از ( ممّا ذكرنا يعرف النظر . . . . ) چيست ؟
اين است كه ، جناب محقق قمى بعد از اينكه ادعا نمود كه ظواهر قرآن نسبت به ما از باب ظن خاص حجت نيست فرمود :
اگر كسى بگويد كه حديث ثقلين كه نزد عامه و خاصه از متواتره است دلالت دارد بر اينكه قرآن در حق همه افراد بشر الى الابد حجت است چه آنها كه مقصود بالافهام بوده و چه كسانى كه مقصود بالافهام نيستند .
در پاسخ مىگوييم :
1 - ظهور اين روايات در جواز تمسك به قرآن است و لكن چون نص نيستند قابل خدشهاند .
2 - دليل بر ظهور اين روايات هم اين است كه :
الف ) يحتمل مراد اين باشد كه بدون اهل بيت تمسك به ظواهر قرآن ممكن است .
ب ) و يحتمل اينكه مراد اين باشد كه بعد از ورود اهل بيت و تفسير آنها مىشود به ظواهر تمسك كرد و اين همان چيزى است كه اخباريها مدعى آن بودند . حال اگر خبر نص بود جائى براى ادعاى اخباريها باقى نمىماند .
از طرفى هم اگر اين احاديث ظهورى باشند استدلال و تمسك به آنها در اثبات حجيت ظواهر ، مصادره به مطلوب است و اين تازه خود ابتداى سخن است كه آيا اين ظهور در حق ما كه غير مشافهيم حجت است يا نه ؟
* پاسخ شيخ به وجه اشكال ميرزا در كلام فوق چيست ؟
مىفرمايد :
اولا ما در اثبات حجيت ظواهر به حديث ثقلين تمسك نمىكنيم و عمدهء ادلّهء ما روايات متواترى است كه دلالتشان نص و قطعى است و در صدر بحث بدان اشاره كرديم يعنى براى اثبات حجيت ظهور به ظهور ديگر تمسك نكرديم تا شما بگوييد كه اين مصادره به مطلوب است .
ثانيا : از راه اشتراك احكام مطلب را ثابت مىكنيم .
* پس مراد از ( بل يمكن ان يقال . . . . ) چيست ؟
اين است كه ، ممكن است گفته شود : حديث ثقلين از مورد بحث ما خارج است ، به عبارت ديگر منطوق حديث شريف ثقلين صرفا وجوب اطاعت از قرآن و عترت و حرمت مخالفت با آنهاست و از ادلهء حجيت ظواهر محسوب نمىشود .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 271
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٧١