تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
* آيا مشافهين مكلف به اين تكليف‌اند يا غير مشافهين را نيز شامل مىشود ؟ چون در ظواهر اخبار تفصيلى داده نشده و به‌طور مطلق حجت قرار داده شده‌اند لاجرم مشافهين و غير مشافهين موظف‌اند به مضمون اين اخبار عمل كرده و به قرآن مراجعه كنند . * حاصل مطالب فوق چيست ؟ دفع تفصيل محقق قمى است . * مراد از عبارت ( زيادة على ما مرّ . . . ) چيست ؟ امورى است كه در دليل اول بر رد اين تفصيل بيان شد . يعنى : ثابت شد كه اهل لسان به‌طور عموم و فقهاء عظام به‌طور خصوص تفاوتى ميان مخاطبين ( مقصودين بالافهام ) و غير مقصودين ( غير مخاطبين ) نمىگذارند . * مراد از زيادة در ( زيادة على ما مرّ . . . ) چيست ؟ روايات متواتره‌اى است كه تواترشان معنوى است يعنى در يك قدر جامع مشترك‌اند مبنى بر اينكه ائمه اصحاب خود را مكلف به رجوع به ظواهر كتاب و عرضهء اخبار به اين ظواهر نموده‌اند . * مراد از عرضهء اخبار به ظواهر كتاب چيست ؟ اين است كه : هر خبرى كه با ظاهر كتاب موافق است اخذ و آنچه با قرآن مخالف است رد نمايند و لذا طبق دستور ائمه ما مجازيم به ظواهر قرآن مراجعه و بعد الفحص و اليأس عن القرينة بر خلاف ظاهر بدان ظاهر عمل كنيم و لو مقصود بالافهام نباشيم . * آيا ظواهر اين اخبار نسبت به گروه غير مشافهين هم حجت هستند ؟ بله ، بدين معنا كه : 1 - آيا اين اخبار همان‌طور كه به خاطر تواترشان از نظر سند قطعى هستند از لحاظ دلالت هم نص مىباشند كه در نتيجه : طبق دستور ائمه ما مجازيم به ظواهر رجوع كرده و بعد الفحص و اليأس بدان عمل كنيم هرچند مقصود بالافهام نباشيم . 2 - و يا اين اخبار قطعى الدلالة نبوده و ظهورى و ظنى هستند كه باز هم در حق مشافهين حجت بوده و بر اصحاب ائمه واجب بوده كه به ظواهر رجوع كنند . حال : وقتى اين مطالب ( رجوع به ظواهر توسط مشافهين در اثر اخبار ظنّى الدلالة ) در حق اصحاب ائمه ثابت شد مىگوييم : اجماع و بلكه ضرورت دين قائم است بر اينكه ما معدومين با موجودين در آن عصر در تكاليف مشترك هستيم پس ما هم وظيفه داريم به ظواهر قرآن مراجعه كنيم چه مقصود بالافهام باشيم يا نه ؟