شامل اين ( غايبين ) بشود و گرنه حجيت آن در حق ايشان از باب ظن مطلق مىباشد .
* نتيجه گفتار شيخ پيرامون تفصيل مزبور چيست ؟
اين است كه : اين تفصيل متين و درست نمىباشد .
زيرا :
اگر ظن خاص ، از مشافهاى كه ناشى از ظن به عدم غفلت است حاصل شود مبنى بر اينكه مشافه اصل عدم غفلت جارى مىكند و اين اصل هم حجت است كه اصلا اين اصل در حق غايبين تصوير ندارد و لو خطاب شامل ايشان بشود ، چرا كه فرض غايب بودن با مشافه قابل جمع نيست چه مقصود بالافهام باشند و چه نباشند .
و اگر ظن خاص مستند به اصالة عدم القرينه است يعنى از اجراء اين اصل حاصل شده است ، خواهيم گفت كه اين اصل در حق غائبين و معدومين نيز جارى است كه بعد الفحص و اليأس اين اصل را جارى كنند چه مقصود بالافهام باشند و چه نباشند .
و لذا اگر اصل عدم القرينه حجت است ميان مقصودين و بالاخره غير مقصودين فرقى نيست .
به عبارت ديگر :
اگر ظن خاص مستند به اصل عدم القرينه است پس بايد ظهورات و خطابات قرآنى در حق غايبين از باب ظن خاص حجت باشند هرچند كه شامل ايشان نشوند ، زيرا اجراى ( اصالة عدم القرينه ) منحصر به مقصود بالافهام ( مخاطب ) نيست .
نتيجه اينكه : تفصيل مذكور قابل پذيرش نيست .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 266
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٦٦