متن :
و الحاصل : انّ القطع حاصل لكلّ متتبّع فى طريقة فقهاء المسلمين بانّهم يعملون بظواهر الأخبار من دون ابتناء ذلك على حجيّة الظّنّ المطلق الثابتة بدليل الانسداد ، بل يعمل بها من يدّعى الانفتاح و ينكر العمل بأخبار الآحاد ، مدّعيا كون معظم الفقه معلوما بالاجماع و الاخبار المتواترة . و يدلّ على ذلك أيضا سيرة اصحاب الائمّة ، فانّهم كانوا يعملون بظواهر الاخبار الواردة اليهم كما يعملون بظواهر الاقوال الّتى يسمعونها من ائمّتهم عليهم السّلام لا يفرقون بينهما الّا بالفحص و عدمه ، كما سيأتى .
ترجمه :
حاصل كلام
آنكه : براى هر تتبعكنندهء در سيرهء فقهاى مسلمان علم حاصل مىشود كه ايشان به ظواهر اخبار عمل كرده بدون اينكه ( اين عمل به ظواهر اخبار را ) بر مبناى حجيت مطلق ظنّى بدانند كه به دليل انسداد ثابت است ، بلكه عمل مىكنند به اين ظواهر ، كسانى كه مدعى انفتاح باب علم و منكر عمل به اخبار آحادند درحالىكه ادعا مىكنند قسمت اعظم فقيه از راه اجماع و اخبار متواتره معلوم است . و نيز دلالت مىكند بر اين عمل به ظواهر سيره اصحاب ائمه ، زيرا ايشان به ظواهر اخبارى كه بهواسطهء ناقلين و وسائط به آنها رسيده عمل مىكنند ، همانطور كه به ظواهر فرمودههاى ائمه كه از ذوات مقدسه ايشان مىشوند عمل مىكنند و در اين مورد هيچ فرقى قائل نيستند مگر اينكه ، مناط فرق در عمل به ظواهر و عدم آن را فحص و عدم فحص قرار داده و گفتهاند : عمل به ظواهر قبل از فحص جايز نبوده ولى بعد از فحص جايز مىباشد .
تشريح المسائل
* خلاصه حاصل مذكور را به زبان ساده بيان كنيد ؟
سيره مستمرّه فقهاى اسلام بر اين بوده است كه به ظاهر آيات و روايات اخذ و عمل مىنمودهاند و اين اخذ و عمل بر مبناى ظنّ مطلق و دليل انسداد نبوده است چرا كه هم انفتاحيّون و هم منكرين عمل به خبر واحد ، به ظواهر همين اخبار عمل كردهاند بلكه بر اساس سيرهء عقلانيه بوده است .
علاوه برآن : سيره و روش اصحاب ائمه هم بر اين بوده است كه بين احاديثى كه شفاها از لبهاى ائمه مىشنيدهاند و يا احاديثى كه توسط راويان به آنها رسيده است فرقى نمىگذاشته و به هر دو عمل مىنمودند . البته : ابتدا فحص مىكردند و بعد از اطمينان به نبود قرائن به ظهورات تمسك مىنمودند .
در نتيجه : عقلا ، فقها و اصحاب ائمّه ميان مقصودين بالافهام و غير مقصودين فرقى نگذاشتهاند .