چرا ؟
زيرا عدم دست يا بى به قرينهء دلالت كنندهء بر وجوب به علاوه عم البلوى بودن مسئله ( دوم ) موجب ظن به عدم وجود قرينهء وجوب مىشود و الا با آن همه دقت واهميتى كه ائمه اطهار واصحاب ايشان در بيان احكام واجبات داشتند در صورت وجود ، چنين قرينه اى به دست ما مى رسيد .
همانطور كه قانون عموم البلوى در مسئلهء اول موجب ظن به عدم الدليل على الوجوب بود و الا به دليل فراوانى انگيزه ها به ما منتقل مى شد .
پس غرض ( بخلاف الاستحباب ، لعدم توفر الدواعى على نقله ) چيست ؟
اين است كه دواعى وانگيزه ها در نقل مستحبات مثل واجبات فراهم و يا فراوان نبوده است ولذا قابل قياس نيستند . البته عام البلوى نبودن وعدم وجود قرينه دليل بر نبود مستحبات نيست .
حاصل مطلب در ( ثم ان ما ذكرنا من حسن الاحتياط جار هنا ) چيست ؟
تنبه بر اين مطلب است كه : همانطور كه در مورد فقدان نص گفتيم احتياط واجب نيست و لكن داراى حسن بوده ورجحانش قابل انكار نيست ، در اجمال نص نيز قائل به همان مطلب هستيم .
پس غرض از ( والكلام فى استحبابه شرعا كما تقدم ) چيست ؟
اين است كه اگر بگوئيد كه :
آيا احتياط داراى استحباب شرعى نيز هست تا كاشف از امر مولوى استحبابى باشد يا نه ؟ خواهيم گفت در مسئله اول پاسخ اين مسئله را داديم ، با اين تفاوت كه اخبار من بلغ نيز در مسئله اول قابل جريان بود و در اينجا نه .
با اين وجود از هيپ يك استفاده استحباب شرعى نمى شود .
پس مراد از ( لان الامر لوداربين الوجوب والاباحة لم يدخل فى مواردها ) چيست ؟
دليل بر عدم جريان اخبار من بلغ در مسئله اجمال نص است مبنى براينكه :
1 - اگر دوران امر ميان وجوب و غير استحباب باشد ، يا احتمال اباحه و يا كراهت ديگر بلوغ ثواب محرز نمى باشد اگر چه از طرق ضعيفه . پس اخبار من بلغ در اينجا موضوع ندارد .
2 - و اگر دوران امر بيان وجوب واستحباب باشد چون يقين به ثواب و طلب مولوى ولو وجوب آن يقين داريم باز نيازى به اخبار من بلغ نمى باشد .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 239
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٣٩