تشريح المسائل
* مراد از عبارت ( انّ الامر فى المقام . . . . ) چيست ؟
بيان يك وجه ديگر است در تقرير از اصل مورد بحث مبنى بر اينكه : ما نحن فيه ، يعنى : تعبّد به ظنّ از قبيل دوران بين التعيين و التخيير است .
* مقدمة بفرماييد مراد از دوران مزبور چيست و در كجا مطرح است ؟
يكى از صورى كه در باب علم اجمالى به تكليف و شك در مكلّف به مطرح است .
فى المثل : در خصال كفاره قطع و يقين داريم كه شارع فرمان به روزه داده است لكن مردّد و مشكوكيم كه آيا معيّنا فرموده : ( صم ) و يا به نحو تخيير فرموده : ( صم ) يا ( اطعم . . . ) و يا . . . .
* در دوران مذكور چه بايد كرد ؟
الف : مشهور اصوليين مىگويند كه : معيّنا بايد جانب تعيين را گرفت از باب قدر متيقّن زيرا فراغت يقينيه حاصل مىشود .
به عبارت ديگر : اگر در واقع خصوص صوم واجب شده كه ما صوم را انجام دادهايم و چنانچه مخير ميان صوم يا اطعام و يا عتق شدهايم ، باز هم صوم يكى از اطراف تخيير است كه اتيان شده است و بههرحال مجزى مىباشد پس ما اشتغال يقينى داشتيم و با گرفتن جانب تعيين فراغت يقينيه حاصل نموديم .
ب : گروهى از اصوليين مىگويند كه : ما مخيّريم بين جانب تعيين و جانب تخيير ، چرا كه شك داريم كه تعيين است و يا تخيير ؟ و لذا اصل اصالة البراءة را نسبت به تعيين جارى مىنمائيم .
* چرا در وجه مذكور تعبّد به ظنّ را از قبيل دوران بين التعيين و التّخيير دانستهاند ؟
دليلشان اين است كه : چون علم اجمالى داريم كه ، احكام و تكاليفى از جانب شارع برعهدهء ماست ، بر ما واجب است كه اين تكاليف و احكام شرعى را بشناسيم و پس از معرفت و شناخت به آنها عمل نماييم در نتيجه ، اشتغال يقينى پيدا شده كه تكليف ما شناخت احكام است آنهم ( به اكثر ) به عنوان يك واجب مقدّمى و نه نفسى ، لكن ، مردّد هستيم كه : آيا تحصيل خصوص اعتقاد يقينى معيّنا بر ما واجب است و يا اينكه بين تحصيل اعتقاد ظنّى يا يقينى مخير هستيم .
به عبارت ديگر : چون شك در مكلّف به است ما نمىدانيم كه آيا تحصيل اعتقاد جزمى و قطعى لازم است و يا مجرّد اعتقاد هرچند ظنّى ؟
به عبارت ديگر : وجوب تكليف محرز است لكن شك در متعلّق آن است كه آيا بهطور تعيين لازم است و يا به نحو تخيير ؟
حال : كسانى كه در اين قبيل موارد قائل به احتياط هستند همچون مشهور و اخذ به متيقّن را لازم
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 122
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٢٢