تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
* اگر همچون صاحب مدارك ( شاگرد محقق اردبيلى ) تحصيل علم به احكام شرعى را واجب نفسى بدانيم چه پيش مىآيد ؟ كسى كه به دنبال معرفت و شناخت احكام نرود به عنوان جاهل مقصّر در روز جزا به خاطر ترك تعلّم مجازات مىشود . * مراد شيخ از عبارت ( سيجىء الاشارة الى هذا فى ردّ من . . . مهملة مجملة . . . ) چيست ؟ اشاره است به بحثى كه در مبحث برائت آورده و در تضعيف كسى كه دليل انسداد را دليل عقلى دانسته و حكم به حجيّت ظنّ را در اين زمان از مستقلات عقليّه عنوان كرده است صحبت نموده ، لكن با اين وجود ، خيال نموده است كه : نتيجهء دليل انسداد مهمل و مجمل است . * مراد از اينكه ، نتيجه دليل انسداد را مهمل و مجمل دانسته چيست ؟ اين است كه : عقل در حجيّت ظنّ ترديد دارد و به‌طور قطع و جزم حكم نمىكند . * حاصل فرمودهء شيخ در اشكال دوّم به تقرير وجه چهارم چيست ؟ اين است كه : علّت حرمت عمل به ظنّ در وجه مذكور مخالفت قطعيه در صورت عمل به آن با قاعدهء اشتغال است ، چرا كه مقتضاى قاعدهء مزبور وجوب تحصيل يقين به برائت مىباشد ، چنان‌كه مشهور گفته‌اند : اشتغال يقينى ، برائت يقينى مىطلبد . درحالىكه ، عمل به ظنّ موجب حصول يقين مذبور نمىباشد و امكان دارد واقع اتيان نگردد و بدين خاطر ، ذمّه به حالت اشتغال باقى بماند . * حاصل تعليل مذكور چيست ؟ اين است كه : عمل به ظنّ چه‌بسا منجرّ به مخالفت احتماليه با خطاب شارع شود . * نظر شيخ پيرامون تعليل مذكور چيست ؟ و شيخ چه طريقى را آسان‌تر مىداند ؟ اين است كه اين تعليل اكل از قفا مىباشد و بهتر است كه گفته شود : در زمان انفتاح باب علم كه از يك طرف اصول و قواعدى وجود دارد كه در مقابل ظنّ قرار دارند و از يك طرف هم مكلّف از جانب شارع موظف است به مضمون و مقتضاى آن اصول و قواعد عمل نمايد ، چنانچه آنها را ناديده گرفته به ظنّ خود عمل نمايد ، قطعا با فرمان شارع كه فرموده بود بايد به اصول و قواعد مزبور عمل كند ، مخالفت كرده است . * در تبيين مطلب فوق مثال بزنيد ؟ فى المثل : اگر فرض كنيم كه تصدّق بر فلان فقير بر زيد واجب است و او به خاطر عمل به تكليف مزبور در هر ماه مبلغى پول براى او ارسال مىدارد .