تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
اربعه بر حرمت آن اتفاق دارند . و دليلى بر تعبّد آن در دست نيست . * به‌نظر شيخ چگونه در موارد شك و ترديد از اصل مذكور استفاده مىكنيم ؟ وقتى به دنبال ادلّه مىرويم : 1 - به برخى از ظنون برمىخوريم كه يقين به عدم حجيّت آن پيدا مىكنيم مثل : ظنّ قياسى . 2 - و به برخى از ظنون مىرسيم كه يقين حاصل مىكنيم كه شارع ما را بدان متعبّد ساخته مثل : خبر ثقه . 3 - و به برخى از ظنون برخورد مىكنيم كه نسبت به اينكه حجّت هستند يا نه شك مىكنيم مثل : اجماع منقول و شهرت فتوائيه ، در اينجاست كه از آن اصل استفاده مىكنيم . * اگر به‌طور كلى سؤال شود كه آيا اصل اوّلى در باب ظنّ ، جواز عمل به ظن است الّا ظنونى كه با دليل باطل شده‌اند و يا اينكه : اصل اوّلى حرمت عمل به ظنّ است الّا آنچه با دليل حجّت شده‌اند چه پاسخى داده مىشود ؟ مشهور ( از جمله خود شيخ ) مىگويند : ( الاصل حرمة العمل بالظنّ الّا ما خرج بالدليل ) . * حرمت عمل به ظنّ در اصل فوق يك حرمت ذاتى است و يا يك حرمت تشريعى است ؟ از نظر مشهور يك حرمت تشريعى است . * تشريع به چه معناست ؟ تشريع داراى دو معناست : الف ) ادخال ما ليس من الدّين فى الدّين . ب ) ادخال ما لم يعلم كونه من الدين فى الدين . * حرمت تشريعى در اصل مذكور از كدام قسم از دو معناى فوق است ؟ از قسم ( معناى ) دوم است . * دليل حضرات بر اينكه حرمت در اصل مذكور اوّلا تشريعى است و ثانيا به معناى دوّم است چيست ؟ آيات قرآن ، روايات ، اجماع و حكم عقل . * شيخ در اثبات حرمت در اصل مذكور به چه آيه‌اى از قرآن اكتفا نموده است ؟ به آيهء شريفهء :
قُلْ آللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُونَ
. * كيفيت استدلال شيخ به آيهء شريفهء فوق چگونه است ؟ مىگويند : خداوند در اين آيهء شريفه امور را به دو قسم تقسيم نموده است : 1 - امورى كه خود اجازه به انجام آنها داده است مثل : واجبات ، محرّمات . 2 - امورى كه او خود اجازه نداده و اسناد اين امور به خدا افتراى به او مىباشد و حرام است .