نزديك بعضى از ايشان معاد جسمانى است فقط . و اين قول اكثر متكلمان است . چه در اعتقاد ايشان نفس جسم است .
و نزديك بعضى معاد روحانى است فقط . و اين قول فلاسفه متألهه است ، مثل افلاطون و سقراط و ارسطاطاليس و غير ايشان .
و نزديك بعضى معاد جسمانى و روحانى است معا ، جمعا بين الشريعة و الحكمة ، و اين بر دو وجه است :
وجه أوّل آن است كه : جسم اعادت كرده شود و روح كه مجرّد از ماده است بدان جسم تعلّق كند يا به جسمى ديگر به غير اعادت جسم أوّل ؛ و اين مذهب اندكى از اهل علم است ، چنان كه غزالى و فارابى .
وجه دوم آن است كه : جسم أوّل اعادت كرده شود و روح كه جسمى روحانى و سماوى است ، در وى وارد گردد . و اين قول اكثر اهل اسلام و اكثر نصارى است .
و كسانى كه قائل به جواز اعادت جسمند ، ايشان نيز ميان خويش اختلاف كردهاند :
نزديك بعضى الله تعالى جسم را معدوم مىكند ، چنان كه ذات او باطل مىشود و نفى محض مىگردد و هويّت و خصوصيّت او نمىماند ، آن را باز در حشر اعادت خواهد كرد . و اين قول اصحاب ماست .
و نزديك بعضى اعادت معدوم ممتنع است . و ايشان نيز دو فرقه شدهاند :
فرقهء أوّل بر آنند كه الله تعالى تفريق اجزاى جسم مىكند ، وقت اعادت باز آن را تأليف خواهد كرد .
و فرقه دوم مىگويند كه : چون شيء معدوم مىشود ، ذات مخصوصهء او باطل نمىگردد ، بلكه وجود از وى زوال مىپذيرد . پس وقت عود الله تعالى آن ذات را وجود خواهد داد ؛ و اين مذهب جمهور معتزله است . و اين مذهب مبنى بر آن است كه معدوم شيء است .
هذا ما ذهب إليه الفرقتان ، و هو يقتضي امتناع العود . لأنّ كلّ معدوم لا بدّ و أن يعدم
قاموس البحرين ( فارسي ) — صفحة 350
مساهمون: محمد بن ابى الفضل المفتي ( حميد مفتى )
ص٣٥٠