تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاموس البحرين ( فارسي ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
اخبار مهتر عيسى - عليه السلام - كه در نصّ انجيل است ، معلوم شد كه محمّد - صلّى الله عليه [ و آله ] و سلّم - رسول بر حقّ است . قال صاحب الصحائف : بحثت مع قسّيسهم فى هذه النصوص . فقالوا : « المراد بفارقليط « 1 » إنّما هو عيسى - عليه السلام - ، و هو جاء بعد الصلب ثلاث مرّات و رآه
هامش
( 1 ) . فارقليط در سه معنى استعمال شده : أوّل تعليم‌كننده ، دوم تسلىدهنده و صبر فرماينده ، سوم شفاعت‌كننده ؛ و صاحب كتاب ترجمة الاسماء دو معنى آخر را ذكر كرده و معنى اوّل را نگفته . و نصارا گويند كه در اين موضع به معنى تسلىدهنده و مراد از او روح القدس است ؛ يعنى شخص ثالث از اشخاص و اقانيم الهيه . و مدعى آنند كه در وقتى كه يسوع در زمين بوده روح القدس مرتبط به او بوده به نوعى از ربط ، و در بيان حقيقت اين ربط سخنان بىربط گفته و به اقوال مختلف قائل شده‌اند : بعضى گفته‌اند كه روح القدس كه مجرد و مفارق است از مادهء مجسم و خون و گوشت و عين بدن مسيح شده ؛ و بعضى ديگر گفته‌اند كه متعلق شده به بدن مسيح چنان كه نفس ناطقه متعلق است به بدن ؛ و بعضى ديگر گفته‌اند كه حلول كرده در جسد مسيح چنان كه عرض در محل خود حلول كرده ؛ و برخى گفته‌اند كه طبيعت من حيث هى روح القدس كه طبيعت الهيّه ازليّه است با مسيح متشخّص شده به عين تشخص اقنوم الابن ؛ و به اقوال ديگر نيز قائل شده‌اند چنان كه از تتبع كتب ايشان ظاهر مىشود . و هريك از اهل اين اقول متمسكند به عبارتى كه در انجيل وارد و قدرى از اجوبهء آنها در حواشى متفرقا بيان شده ؛ و بالجملة گويند كه يسوع در اين كلام به حواريين بشارت داده كه بعد از صعود من به آسمان ، مىفرستم به سوى شما روح القدس را تا تعليم كند به شما همه چيز را و به ياد شما آورد سخنان مرا ، و تا من نروم او نمىآيد ؛ و چنان كه در حواشى سابقه مجملا ذكر شده دعوى مىكنند كه بعد از ده يا پنجاه روز از صعود به اين وعده وفا كرده در وقتى كه حواريين در قلّه صهيون مجتمع بوده‌اند روح القدس بر ايشان حلول كرده و همگى از روح القدس ممتلى شده‌اند و فى الحال خود را به همه لغات و علوم عارف و عالم يافته‌اند ؛ و گويند يسوع روح القدس را فارقليط ناميده به جهت آنكه او تسلى مىدهد و صبر مىفرمايد ؛ حواريين و ساير اتباع او را بر نبودن او و بر تحمل شدايد و مشاق از يهود و ساير مخالفين ؛ و بعضى از وجوه فساد سخنان مذكوره از حواشى سابقه مستفاد مىشود ، و أيضا بر ايشان لازم مىآيد كه هرچه اسناد مىدهند به يسوع به حواريين نيز اسناد دهند زيرا قايلند كه به هر نحوى كه روح القدس با مسيح مربوط بوده با حواريين نيز بعد از صعود به همان نحو مربوطه شده و با قطع نظر از استحاله و امتناع آنچه ايشان در حل اين عبارت گفته‌اند ، گوييم كه بعيد است از سياق عبارت انجيل حمل فارقليط بر اين معنى به جهت آنكه يسوع گفته : « و أنا أطلب من الأب فيعطيكم فارقليط آخر ليثبت معكم إلى الأبد » ، و واضح است كه لفظ « آخر » مناسب معنايى كه ايشان گفته‌اند نيست . زيرا كه بنا بر آن فارقليطى ديگر به ايشان داده نشده ، بلكه همان است كه قبل از صعود نيز بوده . و أيضا بنابراين معنى لازم آيد كه روح القدس إلى الأبد با ايشان باقى باشد و حال آنكه قائل نيستند و قائل نيز نمىتوانند بود به اينكه در همهء ازمنه روح القدس با راهبان و قسّيسان ايشان ثابت است . زيرا كه گفته‌اند ابراى اكمه و ابرص و احياى موتى و ساير خوارق عادات از لوازم روح القدس است و هركه روح القدس با او باشد قادر است بر اين افعال . و عجز راهبان و -