است . و او - عليه السلام - از آن شهر مسافرت نكرده مگر مدتى اندك به دو كرّت . و البته مواظبت بر قرائت و استفادت ننموده ، و مدت چهل سال عمر او - عليه السلام - بر اين صفت گذشته . بعد از انقضاى چهل سال ، اين كتاب بديع و عجيب بر يد او ظاهر گشته .
اين معجزهء بيّن و قاهر است . زيرا كه ظهور اين چنين كتاب معجز بر يد مثل او - عليه السلام - كه خالى از بحث و طلب و مطالعه « 1 » و تعلّم بوده است ، جز به وحى و ارشاد الله تعالى نبود . و اين به طريق ضرورت معلوم است . و هذا هو المراد من قوله تعالى :
« وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ »
« 2 » أى من مثل محمّد - عليه السلام - فى عدم القراءة و المطالعة و الاستفادة من العلماء . « 3 »
دوم آن است كه : او - صلّى الله عليه [ و آله ] و سلّم - بدين كتاب با اهل عالم تحدّى نموده است ؛ و هيچ كسى از فصحا و بلغا با كثرت دواعى و بواعث مثل صيانت نفس و صيانت اولاد و اموال و اديان جز آن ، با اين كتاب بلكه با سورتى از اين كتاب معارضه نكرده . اگر ترك معارضه بنا بر اعجاز بوده است ، فقد حصل المرام ؛ و اگر بنا بر اعجاز نبوده است ، ترك معارضه با وجود « 4 » قدرت بر معارضه و كثرت دواعى آن خارق عادت بود و خارق عادت معجزه است .
سوم آن است كه : از وى - صلّى الله عليه [ و آله ] و سلّم - معجزات بسيار منقول است ، مثل : شق قمر و مكالمت حيوانات غير ناطق و اشباع خلق كثير به طعام يسير و نبوع آب از انگشتان و تسليم حجر و حنين خشب و شهادت شاة و غير آن ؛ و هريكى از اين معجزات اگرچه در حدّ تواتر نيست و ليكن جميع روات معجزات در حدّ تواترند ،
هامش
( 1 ) . اصل : مطالع .
( 2 ) . بقره / 23 .
( 3 ) . صغراى اين استدلال يعنى اين كه « حضرتش آورنده قرآن بوده است » با تواتر به اثبات مىرسد . و امّا كبرى و آن اين كه « قرآن معجزه است » به دو طريق قابل اثبات است : طريق أوّل در متن گذشت . طريق دوم همان تحدّى است ، كه مصنف آن را در قالب وجه دوم طرح كرده است .
( 4 ) . اصل : بوجود .