كه افعال و احكام الله تعالى موقوف بر دواعى است ، منحصر نيست كه فعل خارق به غرض تصديق تحدّى باشد .
و بيان عدم انحصار به چهار وجه است :
وجه أوّل آن است كه : جميع افعال كه موافق عادت است ، چاره نيست كه آن را أوّل باشد . لما ثبت أنّ العالم حادث . پس هريكى از اين افعال در مرّهء أولى بر خلاف عادت بود ، و استمرار و دوام او بعد آن باشد . چنان كه حدوث شخصى از مادر و پدر مثلا پيش از مهتر آدم و حوّاء - عليهما السلام - معتاد نبود ، بعد آن معتاد شده است . پس چرا جائز نباشد كه خلق آن فعل خارق به غرض تغيّر عادت مستمره نباشد ، بلكه به غرض ابتداى عادت بود ، ثم إنّه تعالى يديمه و يجعله عادة مستمرة ؟
وجه دوم آن است كه : چرا جائز نباشد كه فعل خارق معتادى بود كه تكرار آن بعد مدّت مديد باشد ، از آن جهت غير معتاد نمايد و ليكن در نفس خويش معتاد بود ؟
چنان كه فلك هشتم كه آن را « فلك البروج » مىگويند ، يك دور او بعد سى [ و ] شش هزار سال تمام مىگردد . پس عادت اين فلك آن است كه از نقطهء معيّنه كه جدا مىشود ، بعد سى [ و ] شش هزار سال باز بدان نقطه مىپيوندد . و اين پيوستن اگرچه بعد مدّت عظيم و طويل است و ليكن معتاد است .
وجه سوم آن است كه : چرا جائز نباشد كه خلق آن خارق به غرض معجزهء نبيّى ديگر از انبيا بود و يا به غرض كرامت وليّى از اوليا و يا به غرض معجزهء ملكى از ملائكهء سماوات باشد و يا به غرض كرامت واحدى از جنّ بود كه در هوا يا در دريا ساكنند ؟ و كلّ ذلك محتمل .
وجه چهارم آن است كه : چرا جائز نبود كه الله تعالى اظهار معجزه بر يد اين مدّعى كند ، با آنكه كاذب است ، تا شبهه محكم شود و بنيّت قوّى گردد ، و مكلف با قوّت شبهت ، اگر از وى اجتناب نمايد ، مستحقّ ثواب جزيل گردد ؟
و هذا هو الّذي ذكرناه فى حسن إنزال المتشابهات . فثبت أنّ على كلّ هذه التقديرات
قاموس البحرين ( فارسي ) — صفحة 282
مساهمون: محمد بن ابى الفضل المفتي ( حميد مفتى )
ص٢٨٢