وجه دوم آن است كه : ادويه را آثار عجيب است . چرا ممكن نبود كه او دوائى يافته باشد كه او را بدان دوا اين قدرت حاصل شده است ؟
وجه سوم آن است كه : انبيا - عليهم السلام - قائل به وجود جنّ و شياطين است ، اگرچه وجود ايشان به دليل ثابت نيست احتمال وجود قائم . چرا آتى بدان غرائب و عجايب جنّ و شياطين نباشند ؟ و نيز مىگويند كه : جنّ و شياطين در باطن بدن مصروع در مىآيند و در آنجا سخن مىگويند . چرا شكايت ناقه و شهادت شاة مصليّه و تسليم حجر و حنين جذع ، بدين طريق نبود ؟
وجه چهارم آن است كه : منجّمان و صابيان اتفاق كردهاند كه افلاك حىّ و ناطقند .
اگرچه اين معنى ثابت نيست و ليكن احتمال قائم است . چرا ممكن نبود كه فاعل معجزات ايشان باشند ؟
وجه پنجم آن است كه : منجّمان اجماع كردهاند كه سهم سعادت را در قدرت بر فعلهاى عجيب تأثير است ؛ و سهم غيب را در قدرت بر اخبار از مغيّبات اثر بليغ است .
بر تقدير ثبوت اين معانى ، چرا جائز نباشد كه او را در سهم سعادت و سهم غيب قوّتى عظيم باشد ، به سبب آن بر افعال غريبه و اخبار از غيوب قادر بود ؟
وجه ششم آن است كه : منجّمان اتفاق كردهاند كه قرانات را آثار عجيب است ، چنان كه در زمان سنجر بن ملكشاه ، قران مرّيخ و زحل شده بود و منجمان حكم بر بريدن بادهاى سخت كردند و همچنان واقع گشت . چرا جائز نباشد كه معجزات از اين قبيل بود ؟
وجه هفتم آن است كه : منجّمان بر آنند كه كواكب ثابته را در سعادت و نحوست آثار عظيم و عجيب است . چرا جائز نبود كه معجزات از اين نوع باشد ؟
وجه هشتم آن است كه : فلاسفه اتفاق كردهاند كه عقول و نفوس موجود وحىاند .
چرا ممكن نباشد كه موجد معجزات ايشان بوند ؟
وجه نهم آن است كه : محمّد - صلّى الله عليه [ و آله ] و سلّم - و ساير انبيا - صلوات
قاموس البحرين ( فارسي ) — صفحة 280
مساهمون: محمد بن ابى الفضل المفتي ( حميد مفتى )
ص٢٨٠