تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاموس البحرين ( فارسي ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
بعض ديگر ذكر كرده آيد - إن شاء الله العزيز . طايفهء دوم براهمه‌اند . و دليل ايشان بر انكار نبوّت آن است كه : هرچه نبىّ مىفرمايد ، اگر آن نزديك عقل حسن است ، مقبول است ، حاجت به نبىّ نيست . و اگر آن نزديك عقل قبيح است ، مردود است اگرچه نبىّ آن را بفرمايد . پس بر هر دو تقدير حاجت به نبىّ نيست . « 1 » و جواب ايشان آن است كه : امورى كه عقل به حسن يا قبح آن حاكم است ، اندك است . و در ادراك باقى عقل مستقل نيست ، بلكه محتاج به نبىّ است . پس اگر نبىّ نباشد ، تنازعى كه بالا ذكر كرده شده است واقع گردد ، و آن موجب فساد عالم است « 2 » . طايفهء سوم منكر نبوّت و مجوّز تكليفند . و دليل ايشان آن است [ كه ] : براى معرفت تكاليف ، عقل كافى است [ به ] نبىّ حاجت نيست . زيرا كه هرچه حسن آن به عقل معلوم است ، معمول است ؛ و آنچه قبح آن مدرك به عقل است ، متروك است . و هرچه حسن و قبح آن به عقل دريافته نمىشود ، اتيان آن در حالت اضطرار و احتياج ، به قدر ضرورت جائز است و در حالت سعت تجنبا عن الخطر جائز نيست . و جواب ايشان آن است كه : تفويض امور معاش به عقول ، مظنّهء تنازع و تقاتل است
هامش
- در اين صورت نيز نسبت انكار نبوت به مطلق فلاسفه جائز نيست . در باب معاد نيز اين چنين است . حكما براى اثبات اصل معاد به ادله عقلى تمسك كرده‌اند . اما در ارتباط با جزئيات معاد و جهان آخرت تصريح نموده‌اند كه در اين گونه موارد دليل عقلى جارى نبوده ، و بايد تابع ادلّه نقلى بود . و شايد همين باعث اين توهم شده است كه حكما منكر معادند . بنابراين حق با امام فخر رازى است كه بر خلاف مصنف اين قول را به دهريه نسبت داده است [ ر . ك . تلخيص المحصّل ، ص 357 ] . ( 1 ) . دليل ديگر ايشان آن است كه : إنّ دلالة النبىّ ليست إلّا المعجز بالاتفاق . لكنّا بيّنا أنّ المعجز لا يدلّ البتة عليه ، فامتنع الجزم بالصدق . تلخيص المحصّل ، ص 358 - 365 . ( 2 ) . « و أيضا ما يخالف العقول يقع على قسمين : أحدهما تقتضى العقول نقيضه . و الثانى ما لا تقتضيه و لا تقتضى نقيضه . و من الثانى ما يمكن أن نكون محتاجين الى معرفته فى العاجل او الاجل و هم يعرّفوننا ذلك . تلخيص المحصّل ، ص 365 .