مقالت سوم در بيان نبوّت و لواحق آن
و اين مقالت مشتمل يازده فصل و يك خاتمه است
فصل أوّل در بيان مطلق نبوّت
بدان كه نبىّ مأخوذ از نبأ است ؛ و معنى نبأ خبر است . پس نبىّ در اصل نبىء بوده است ؛ همزه را به ياء بدل كردند و آن « يا » در ياى « فعيل » ادغام كردند ، « نبىّ » گشت .
و نبىّ در اصطلاح ، انسانى را گويند كه بفرستد او را الله تعالى بر بندگان خود تا برساند بديشان آنچه بر وى وحى كرده است .
و نبىّ اعم از رسول است . زيرا كه رسول نبيّى را گويند كه آتى به شرع ابتداءً بود يا ناسخ بعض احكام شرع سابق باشد . و نبىّ آن است كه او از الله تعالى انبا كند ، اگرچه آتى به شرع ابتداءً و ناسخ احكام شرع سابق نباشد . فعلى هذا هر رسولى كه هست نبىّ بود و هر نبىّ كه هست لازم نيست كه او رسول باشد . و نزديك بعضى رسول و نبىّ هر دو به يك معنى است .
و ثبوت نبوّت به سه چيز است :
أوّل : اظهار معجزه است ؛ و معجزه عبارت است از امرى خارق عادت كه آن را معارض نباشد ، و مقرون به تحدّى براى تصديق تحدّى بود .