تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاموس البحرين ( فارسي ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
و در اين حدّ كه امر خارق عادت ذكر شده است نه اتيان امر خارق عادت ، براى آن است كه معجزه گاهى به اتيان غير معتاد است و گاهى به منع معتاد است ، چنان كه منع احراق نار . فحينئذ اگر در اين حدّ اتيان امر خارق عادت ذكر كرده شود ، منع معتاد از وى خارج گردد و حدّ جامع نماند . و قيد عدم معارض از جهت آن است كه سحر و شعبده از اين حدّ بيرون آيد ؛ چه معارضه اين هر دو ثابت است . و ذكر تحدّى كه عبارت از منازعت در نبوّت است ، سبب آن است تا كرامات خارج گردد . زيرا كه كرامات مقرون با تحدّى نيست . و ارهاص علامتى را گويند كه پيش از بعثت نبىّ ، دالّ بر بعثت او بود مثل نورى كه در جبين عبد الله بن عبد المطلب بن هاشم بوده است چنانستى كه آن تأسيس قاعده نبوّت است ، يقال رهصت الحائط أى أسّسته . و قيد تصديق تحدّى براى آن است تا خارق مكذّب از اين حدّ بيرون رود ، چنان كه اگر مدّعى نبوت انطاق جماد يا احياى ميّت كرد ، و آن جماد بعد انطاق و يا ميّت بعد احيا گفت كه اين مدّعى در دعوى نبوّت كاذب است ، از وى بپرهيزيد . در اين مسأله اختلاف است : نزديك بعضى اين هر دو خارق قادح نبوّت او نيست . زيرا كه بر وفق دعوى او ظاهر شده است ، و تكذيب امرى معتاد است . و نزديك بعضى ثانى قادح نبوّت نيست . زيرا كه تكذيب ثانى همچون تكذيب انسانى ديگر است ، و أوّل قادح است . و حقّ آن است كه اين هر دو خارق قادح نبوّت اوست . زيرا كه خلق معجزه براى تصديق نبىّ است ، و امثال اين چيزها منافى تصديق است . دوم : عدم ادعاى امورى است كه ظاهر عقل آن را منكر بود ، چنان كه مثلا ادعاى تعدّد آلهه و امثال آن . سوم : دعوت خلق به طاعت الله تعالى و منع از معصيت او تعالى است . و بعثت انبيا نزديك عامّهء اهل حقّ صحيح است . زيرا كه وقوع معجزات ظاهره و