و دليل اهل سنّت آن است كه هريكى از لذّت و الم موجب نوعى از انفعال است ، و انفعال در حقّ الله تعالى محال است ؛ پس او تعالى موصوف به لذّت و الم نبود .
فصل پانزدهم در بيان نفى لون و طعم و رايحه و حرارت و برودت و رطوبت و يبوست و امثال آن
الله تعالى از لون و طعم و رايحه و حرارت و برودت و اشباه آن منزّه است . زيرا كه اين معانى صفات اجسام و توابع مزاج و تركيب است ، و جسميّت و مزاج و تركيب در حقّ الله تعالى محال است .
فصل شانزدهم در بيان حدوث عالم
بدان كه عالم نزديك متكلمان عبارت است از هر موجودى كه جز الله تعالى است . و عالم به اتفاق متكلمان حادث است ، و چون غير واجب يعنى ممكن كه آن عالم است ، نزديك متكلمان منحصر در اجسام و اجزاى اجسام و اعراض است ، ايشان را بيشتر براى اثبات حدوث عالم اكتفا به بيان حدوث اجسام افتاده است . زيرا كه دلايلى كه ايشان بر حدوث اجسام اقامت كردهاند ، بر حدوث اجزاى اجسام كه آن جواهر فرد است ، نيز دالّ است . و نيز حدوث اجسام مستلزم حدوث اعراض است .
و اهل عالم را در حدوث اجسام چهار مذهب است « 1 » :
مذهب أوّل آن است كه : اجسام با ذوات و صفات خويش حادث است ؛ و اين مذهب اهل اسلام است . و مذهب يهود و نصارى و مجوس همين است .
و مذهب دوم آن است كه : افلاك و هيولاى عناصر « 2 » و اعراض ثابته افلاك ، چنان كه
هامش
( 1 ) . « و لا تزيد فانّه إمّا أن يكون محدث الذات و الصفات ؛ أو قديم الذات و الصفات ؛ أو قديم الذات محدث الصفات ؛ أو بالعكس . تلخيص المحصّل ، ص 189 .
( 2 ) . ش : و هى الجسم الموجود فى جوف فلك القمر الّذي يخلع صورة من صور العناصر و يلتبس أخرى بالكون و -