أفعال العباد بقضاء الله تعالى لقالت العرب للنبىّ - صلّى الله عليه [ و آله ] و سلّم - :
« كيف تأمرنا بالإيمان و قد طبع الله على قلوبنا و كيف تنهانا عن الكفر و قد خلق الله تعالى فينا » . و كان ذلك من أقوى القوادح فى نبوّته ، فلمّا لم يكن كذلك علمنا أنّ المراد بها غير ما ذكرتم .
و دليل فلاسفه و موافقان ايشان بر نفى تأثير قدرت الله تعالى از افعال بنده نيز معقول و منقول است .
معقول دو وجه است :
أوّل آن است كه : ما به ضرورت ميان حركت صحيح و حركت مرتعش تمييز مىكنيم كه صحيح هر وقت كه مىخواهد حركت مىكند و هر وقت كه مىخواهد ساكن مىشود ، به خلاف مرتعش كه در اين مثابه نيست ؛ و ليس المراد بوقوع الفعل بالقدرة سوى ذلك .
و جواب اين معقول آن است : سلّمنا كه قدرت بنده را در افعال بنده تأثير است . و ليكن تأثير قدرت بنده به اعانت تأثير قدرت الله تعالى است ، چنان كه در فصل بيان قدرت ذكر كرده شده است كه جميع مقدورات در وجود و بقا مفتقر به تأثير قدرت الله تعالى است . و حينئذ نفى تأثير قدرت الله تعالى از افعال بنده على الإطلاق صحيح نبود .
و دوم آن است كه : اگر فعل بنده به تخليق الله تعالى باشد ، بنده قادر بر فعل و ترك نبود . چه اگر الله تعالى در بنده تخليق فعل كند ، آن فعل واجب الحصول باشد . و اگر در وى تخليق فعل نكند ، آن فعل ممتنع الحصول بود . و هرگاه كه بنده قادر بر فعل و ترك نباشد ، افعال او جارى مجرى حركات جمادات بود . و چنان كه بديهه جازم است كه امر و نهى و مدح و ذمّ جمادات جائز نيست ، واجب آيد كه امر بنده به فعلى و نهى او از فعلى صحيح نباشد ؛ و نيز مدح و ذمّ او به فعلى جائز نبود . و چون اين معانى باطل است معلوم گشت كه بنده موجد افعال اختياريهء خويش به نفس خود است .
قاموس البحرين ( فارسي ) — صفحة 241
مساهمون: محمد بن ابى الفضل المفتي ( حميد مفتى )
ص٢٤١