و جواب اين بحث آن است كه : واجب تعالى فاعل مختار است - چنان كه بيان كرده شد - و سرانجام بيان كرده آيد كه جميع مقدورات واقع به قدرت و ارادت اوست ، فعلى هذا عالم به جميع مقدرات او بود - تعالى و تقدّس - نه ديگرى .
و بحث دوم آن است كه : بعض حيوانات را افعال عجيب است ، چنان كه نحله بيوت مسدّس بنا مىكند و از بعض اجسام مثل ادويه و غير آن نيز افعال عجيب مىآيد ، چنان كه حجر تركى در نزول ثلج و مطر ؛ و ايشان را هيچ علم نيست .
و جواب اين بحث آن است كه : هر حيوانى كه فاعل افعال محكمه است ، او عالم بدان افعال است ؛ و افعال اجسام ، مختلف نيست . پس جائز باشد كه آن افعال طبيعت آن اجسام بود . فعلى هذا صدور آن افعال ، مستلزم علم فاعل بدان افعال نباشد .
و دليل قدماى فلاسفه بر نفى علم الله تعالى آن است كه : اگر الله تعالى عالم بود ، آن علم يا صفت كمال باشد يا صفت نقصان بود . اگر صفت نقصان باشد ، تنزيه ذات الله تعالى از علم واجب ؛ و اگر صفت كمال باشد ، ذات الله تعالى در نفس خويش ناقص بود و كامل به غير باشد ، و اين محال است .
و جواب اين دليل آن است كه : اگر علم صفت كمال باشد ، نقصان ذات وقتى لازم آيد كه آن صفت ناشى از غير بود . فامّا اگر ناشى از ذات باشد ، عين كمال ذات بود . و صفات الله ناشى از ذات است . چه او تعالى در صفات خويش محتاج به غير نيست ، نقصان لازم نيايد .
و دليل محققان ملّت بر اثبات علم الله تعالى به جميع معلومات آن است كه : الله تعالى حىّ است ؛ پس صحيح باشد كه عالم به جميع معلومات بود ، و بيان كرده شد كه الله تعالى عالم على الإطلاق است - چنان كه در دليل جمهور ذكر رفت . فحينئذ لازم آيد كه الله تعالى عالم به كلّ معلومات باشد ، تا اگر عالميت او تعالى مختصّ به بعض معلومات بود ، اختصاص عالميت او تعالى بدان بعض ، مفتقر به مخصّص باشد . فعلى هذا كمال او تعالى مفتقر به غير بود . پس او تعالى ناقص بذات باشد ، و اين محال است .
قاموس البحرين ( فارسي ) — صفحة 191
مساهمون: محمد بن ابى الفضل المفتي ( حميد مفتى )
ص١٩١