حبل اختلافات كه ميان فلاسفه و اهل ملّت واقع است ، به اتقان اين مسأله است .
پس بدان كه در كيفيت صدور فعل از الله تعالى اختلاف است :
نزديك اهل ملّت ، الله تعالى فاعل مختار است ، و فاعل مختار آن است كه از وى فعل و ترك فعل ، صحيح بود . و قادر مرادف فاعل مختار است .
و نزديك فلاسفه ، الله تعالى موجب بذات است ؛ و موجب بذات آن است كه صدور فعل از وى واجب بود ، چنان كه تأثير آفتاب در إضائت و تأثير آتش در تسخين .
چه ظهور إضائت از آفتاب و ظهور تسخين از آتش ، موقوف بر ارادت آفتاب و آتش نيست ، بلكه امرى لازم ذات آفتاب و آتش است .
دليل اهل ملّت آن است كه : نطفه يا بسيط است - كما نرى فى الحسّ - يا مركّب است . و بر اين هر دو تقدير لازم است كه مؤثّر در اعضاى حيوان و اشكال او ، فاعل مختار بود . زيرا كه اگر نطفه بسيط باشد ، مؤثّر در طباع اعضا و اشكال آن يا طبيعت نطفه بود ، يا مؤثّر امرى خارج باشد .
جائز نيست كه طبيعت نطفه مؤثّر بود ؛ چه اگر طبيعت نطفه مؤثّر باشد ، لازم آيد كه حيوان بر شكل كره بود . زيرا كه جسم بسيط را طبيعت واحده است . و طبع واحد چون در شكل جسم بسيط مؤثّر باشد ، شكل كره حاصل آيد . چه از فاعل بسيط كه هاهنا طبيعت واحده است و قابل بسيط كه آن جسم بسيط است ، جز شكل بسيط حاصل نگردد ، و آن كرويّت است ؛ تا اگر اضلاع حاصل شود ، اختصاص بعض اجزاى جسم بسيط به شكلى دون البعض ، ترجيح بلا مرجّح باشد . زيرا كه نسبت طبيعت با اجزاى جسم مساوى است . پس لازم آيد كه مؤثّر در طباع اعضا و اشكال آن امرى خارج بود . و حينئذ حال خالى از اين نبود كه آن امر خارج يا موجب بذات باشد يا فاعل مختار بود .
جائز نيست كه مؤثّر ، موجب بذات باشد ؛ چه اگر مؤثّر ، موجب بذات بود نيز شكل كره لازم آيد . زيرا كه نسبت موجب با اجزاى بسيط واحده است ؛ يعنى مؤثّر فاعل مختار بود . و اگر نطفه مركّب باشد ، چاره نبود كه مركّب از بسائط باشد و اگرنه تركّب جسم از
قاموس البحرين ( فارسي ) — صفحة 187
مساهمون: محمد بن ابى الفضل المفتي ( حميد مفتى )
ص١٨٧