تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاموس البحرين ( فارسي ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
برده‌اند . زيرا كه جائز است كه تسميهء الله تعالى مر عيسى را - عليه السلام - به « ابن » براى تشريف او باشد ، چنان كه تسميهء ابراهيم - صلوات الله و سلام عليه - به « خليل » براى تشريف است . و نيز هركه دائم متوجّه چيزى بود و مقيم بر آن باشد ، او را ابن آن چيز گويند ، چنان كه ابناى دنيا و ابناى سبيل . پس جائز باشد كه تسميهء عيسى - عليه السلام - به « ابن » از جهت آن بود كه او اكثر اوقات متوجّه حضرت حق و مستغرق جناب قدس بوده است . و نيز جائز است كه مراد از اتحاد ، اتحاد در بيان طريق حق و اظهار كلمهء صدق باشد ، كما يقال : أنا و فلان واحد فى هذا القول . و مراد از حلول ، حلول آثار صنع حق تعالى بود ؛ يعنى احياى موتى و ابراى مرضى . و مؤكّد و مؤيّد اين ، سوابق دعاى مهتر عيسى - عليه السلام - است در حقّ حواريان كه در انجيل يوحنّا در صحاح هفدهم مذكور است . و آن دعا اين است : « و كما أنت يا أبى بى و أنا بك فليكونوا هم أيضا نفسا واحدة ليؤمن أهل العالم بأنّك أنت أرسلتنى و أنا فلا استودعتهم المجد « 1 » الّذي مجّدتنى به و دفعته إليهم ليكونوا على الإيمان واحدا كما أنا و أنت أيضا واحد و كما أنت حالّ فىّ كذلك أنا فيهم لتكون كلماتهم واحدا » . « 2 » اين نيز لفظ انجيل منقول است ، و در اين نصّ تصريح به معنى اتحاد و حلول است . و نيز در انجيل در صحاح نوزدهم مذكور است : « إنّنى صاعد إلى أبى و أبيكم و إلهى و إلهكم » « 3 » . اين نصّ دلالت مىكند بر مساوات - عيسى عليه السلام - با قوم ، در معنى
هامش
( 1 ) . ش : المراد من المجد الإيمان . ( 2 ) . « چنان كه تو اى پدر در منى و من در تو ، تا بوده باشند ايشان نيز در ما يكى تا ايمان آوردند عالم به اين كه تو فرستاده‌اى مرا و من داده‌ام به ايشان بزرگوارى را كه داده‌اى به من ، تا بوده باشند يكى ، چنان كه ما هستيم يكى ، من در ايشانم و تو در منى و باشند كامل براى يكى » . ترجمهء أناجيل اربعه ، ص 250 و كتاب مقدس ، ص 178 . ( 3 ) . بر خلاف آنچه مصنف ادعا نموده ، اين عبارت در صحاح بيستم است نه صحاح نوزدهم . « من مىروم نزد پدر -