طايفهء ششم « نصارى » اند . و ايشان پيش از نصرانى شدن قسطنطين « 1 » بر توحيد الله تعالى و نبوت مهتر عيسى - صلوات الله و سلامه عليه - ثابت بودهاند . بعد نصرانى گشتن قسطنطين در مهتر عيسى - عليه السلام - اختلاف كردند :
أوائل نسطوريّه « 2 » گفتند كه : عيسى - عليه السلام - خدا است . و أوائل يعاقبيّه گفتند كه : عيسى - عليه السلام - پسر خدا است . و أوائل ملكابيّه « 3 » گفتند كه : سه خدايند : يكى از ايشان عيسى است . بعد آن اواخر ايشان از تصريح اين قول مستنكر عدول نمودند و گفتند كه : الله تعالى جوهر واحد است مر او را سه اقنوم است ؛ و اقنوم به زبان سريانى عبارت از خاصّهء جوهريه است ، چنان كه ضاحك به نسبت انسان . يكى از آن سه اقنوم ، اقنوم اب است ؛ يعنى اقنوم ذات است . و دوم اقنوم ابن است ؛ يعنى اقنوم كلمه است .
و مراد ايشان از كلمه ، علم است . و بعضى گفتهاند كه مراد ايشان از كلمه ، كلام است . و سوم اقنوم روح القدس « 4 » است ؛ يعنى اقنوم حيات است . و اين هر سه اقنوم در جوهريت يكى است ؛ يعنى « ما صدق عليه » هر سه شيء واحد است ، چنان كه ما صدق عليه انسان ، انسان و ضاحك و كاتب است . و گفتند كه : كلمه با عيسى - عليه السلام - متّحد گشت .
و در معنى اتحاد اختلاف كردند :
نسطوريّه گفتند كه معنى اتحاد كلمه با عيسى - عليه السلام - آن است كه كلمه در عيسى - عليه السلام - ظاهر شد و با او هيكل گشت . و گفتند كه عيسى - عليه السلام - دو
هامش
( 1 ) . ش : اسم ملك للنصارى .
( 2 ) . ايشان منسوبند به مردى كه او را نسطورس نام بود ، گويند پسر از پدر بوجود آمد نه بر سبيل تناسل و توالد ، بر سبيل نور از آفتاب چنان كه هرگز آفتاب بىنور نباشد ؛ و بعضى گويند مسيح بندهاى بود كه فرود آمد در نفس او ملكوت ايزد تعالى و قوّت او . پس او هم إله و هم آدمى است ، هم ماسح و هم ممسوح . و از اين روى مسيح خوانند . بيان الأديان ، ص 15 .
( 3 ) . ش : النسطور و الملكاء و يعقوب من أئمة النصارى .
( 4 ) . اصل : روح قدس .