قول سوم آن است كه : آن جسم آب است . زيرا كه آب سبب نشو و نموّ است ، و النفس كذلك ، و اين قول تاليس ملطى « 1 » حكيم است . « 2 »
قول چهارم آن است كه : آن جسم اربعه و شهوت و غضب است ؛ و اين قول انباذقلس « 3 » حكيم است .
قول پنجم آن است كه : آن جسم اخلاط أربعة ؛ يعنى خون و صفرا و سودا و بلغم [ است به شرط اين كه هريك مقدار معينى داشته باشند ] . زيرا كه بقاى اين اخلاط با كيفيات اربعه « 4 » ؛ يعنى حرارت و برودت و رطوبت و يبوست ، و با كمّيات مخصوصه ؛ يعنى مقادير مخصوصه ، سبب بقاى حيات است . و اين قول طايفهاى از طبيعيان است .
قول ششم آن است كه : آن جسم خون است . زيرا كه شريفترين اخلاط است .
قول هفتم آن است كه : آن جسم اجسامى است لطيف حىّ به ذات خود كه سارى در اعضا و اخلاط است ، و در وى انحلال و تبدّل جارى نيست . بقاى اين اجسام در اعضا و اخلاط « حيات » است و انفصال اين اجسام از اعضا و اخلاط « موت » است .
هامش
( 1 ) . تالس [Thales] متولد و اهل ملطيه [ - ميلتوسMiletus] ، ( 625 - 545 ق م ) آغازگر علم و فلسفه . همانگونه كه در متن هم اشاره شد او مادة المواد و اصل همهء عناصر را آب مىدانست ، به حيات پس از مرگ معتقد و در سوداگرى و تجارت نيز متبحر بود . يكى از مهمترين كشفيات علمى او پيشگويى كسوف ( به سال 585 ق م ) است . ر . ك . بزرگان فلسفه ، ص 257 و مبانى و تاريخ فلسفه غرب ، ص 73 - 74 و تاريخ فلسفه ، ج 1 ، ص 31 - 33 .
( 2 ) . دلائل اين سه قول همگى باطل است . چه استدلال ايشان مبتنى به قياس شكل دومى است كه هر دو مقدمهء آن موجبهاند ؛ در حالى كه چنين قياسى منتج نيست . چه از ديد عقل محال نيست كه ماهيات گوناگون در برخى از صفات يكسان باشند . اربعين ، مسأله 28 .
( 3 ) . انباذقلس يا امپدكلس [Empedocles] متولد آكراگاس يا اگريگنتوم ( حدود 490 - 435 ق م ) . همانگونه كه در متن آمده او مبتكر تئورى عناصر چهارگانه است . عناصرى كه قابليت تبدّل به يكديگر را ندارند . اشيا بر اساس تركيب اين عناصر بوجود آمده و در اثر افتراق آنها از ميان مىروند . در نظام فكرى او ، دو ويژگى مادّى مهر و كين نقش مهمى را ايفا مىكنند . او علاوه بر فلسفه در شعر نيز تبحّرى خاص داشت . از اين رو افكار فلسفى اسلاف خويش را به نظم در آورد . ر . ك . بزرگان فلسفه ، ص 49 - 51 و مبانى و تاريخ فلسفه غرب ، ص 80 - 81 و تاريخ فلسفه ، ج 1 ، ص 76 - 78 .
( 4 ) . ش : فإنّ الدم حارّ رطب و الصفراء حارّ يابس و السوداء بارد يابس و البلغم بارد رطب .