( 1 ) اشكال « مصادره به مطلوب اوّل » . در اين قياس ، نقيض مطلوب ، اوّل » در اين قياس ، نقيض مطلوب ، يعنى : حدّ شر ، مصادره شده است ؛ يعنى بدون استدلال پذيرفته شده است .
( 2 ) اشكال « دور » . اگر قرار باشد حدّ خير از طريق حدّ شر حاصل شود ، پس حدّ شرّ ، خود ، چگونه به دست مىآيد ؟ ناچار بايد از طريق حدّ خير كسب شود - زيرا به عقيدهى شخص مدّعى شىء همواره بايد از طريق حدّ ضدّ آن شىء اكتساب شود ؛ و اين دور است
( 3 ) اشكال سوّم اين است كه حدّ ضدّ شىء از حدّ شىء اعرف نيست تا توسط آن حدّ شىء تبيين و اكتساب شود ؛ « و هر تبيينى كه از طريق اعرف نباشد ، در واقع تبيين نيست » .
( 4 ) بر فرض بپذيريم كه حدّ شىء از طريق حدّ ضدّ آن شىء كسب مىشود ، مىتوان پرسيد كه حدّ آنچه ضدّ ندارد و حدّ مفهوم ضدّ - به حمل اولى - چگونه كسب مىشود ؟
( 592 ) - - يادداشتهاى شمارهى 581 تا 587 و متن مربوط به آنها .
( 593 ) - آغاز محور دوّم بحث در اين فصل .
( 594 ) - حدّ ، فقط خاص ماهيّتها است ، آنچه ماهيّت ندارد ، حدّ ندارد . امر معدوم ، و مفاهيم غير ماهوى حدّ ندارد ، و هر حدّ و تعريفى از آنها به عمل آيد فقط « شرح لفظ » است ؛ و حتى « شرح اسم » هم نيست . براى فرق شرح لفظ با شرح اسم - يادداشت شمارهى 520 .
( 595 ) - آغاز محور سوّم بحث در اين فصل .
( 596 ) - منظور از « قولى برحسب اسم » شرح الاسم است .
( 597 ) - به عبارت ديگر ، شرح الاسم برهانبردار نيست .
( 598 ) - يادداشت شمارهى 520 و متن مربوط به آن . در آنجا گفتم كه « شرح اسم » و مطلب « ما شارحه » قبل از مطلب « هل بسيط » است .
( 599 ) - - يادداشت شمارهى 520 و متن مربوط به آن . در آنجا گفتم كه « ما شارحه » ، عينا پس از اثبات وجود شىء - يعنى : مطلب « هل بسيط » - به « ما حقيقيّه » - يعنى : « حدّ حقيقى - تبديل مىشود . نيز - متن مربوط به يادداشت شمارهى 620 پس از اين .
( 600 ) - يعنى « وجود » در ماهيّت شىء داخل نيست ، و جزء ذاتيات شىء محسوب نمىتواند شد . - يادداشت بعد و متن مربوط به آن .
( 601 ) - مطلوب با برهان ، « وجود » است ، كه جزء ذاتيات شىء محسوب نمىشود . نتيجهى برهان ، همواره پاسخ پرسش « هل » است - خواه « هل بسيط » ، خواه « هل مركّب » .
( 602 ) - آنچه در ماهيّت شىء داخل است ، ذاتى شىء است ؛ و ذاتى شىء ، برهانبردار نيست . اين سخن بيان ديگر مطلبى است كه دربارهى ذاتى شىء گفتهاند : « ذاتى لم يكن معلّلا » ( حاجى سبزوارى ، منظومهى حكمت ) .
( 603 ) - آغاز محور چهارم بحث در اين فصل .
( 604 ) - يعنى برهان « ان مطلق » .
( 605 ) - يعنى برهان « دليل » .
( 606 ) - يعنى از طريق برهان « لم » .
برهان شفا ( فارسى ) — صفحة 619
مساهمون: أبو علي سينا
ص٦١٩