تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان شفا ( فارسى ) — صفحة 618

مساهمون:

ص٦١٨
در كبراى اين قياس ، « حدّ » را تحديد و تعريف كرده‌ايم ؛ مىتوان پرسيد حدّ « حدّ » از چه راهى به دست آمده است ، آيا آن هم از طريق تقسيم كسب شده است ؟ ( 588 ) - حاصل سخن در اين فصل اين است كه حدّ ، كه شامل ذاتيات شىء است ، در واقع شامل تصوّراتى درباره‌ى شىء است ؛ امّا برهان بر ثبوت شىء براى شىء دلالت دارد ، و بنابراين شامل تصديقاتى درباره‌ى شىء است ؛ پس برهان و حد از هم غريب‌اند و برهان نمىتواند حدّ را اثبات كند . ( 589 ) - موادّ اين فصل ، كه فصل سوّم از مقاله‌ى چهارم برهان شفاء است ، به‌طور پراكنده از فصل‌هاى 6 ، 7 ، 8 ، 9 ، و 10 از مقاله‌ى دوّم انولوطيقا الاواخر ارسطو اخذ شده است . بحث‌هاى متفرّق اين فصل را مىتوان در 6 محور اصلى طبقه‌بندى كرد : محور اوّل : حدّ شىء از طريق قياس شرطى ، كه در آن حدّ يكى از دو ضدّ وضع شود و حدّ ضدّ ديگر از آن استنتاج گردد ، قابل كسب نيست ؛ زيرا چنين قياسى مشتمل بر مصادره بر مطلوب اول است . مأخوذ از انولوطيقا الاواخر ؛ فصل 6 مقاله‌ى دوّم . محور دوّم : حدّ شىء از طريق استقراء كسب نمىشود . مأخوذ از انولوطيقا الاواخر ؛ 92 الف : 37 تا 92 ب : 3 . محور سوّم : گمان آن عده مبنى بر امكان تبيين حدّ شىء از طريق قياس ، يك گمان باطل است ؛ مأخوذ از انولوطيقا الاواخر ؛ 92 ب : 5 - 35 . ( ذيل فصل 7 از مقاله‌ى دوّم انولوطيقا الاواخر ) . محور چهارم : گاهى بعضى از براهين در حدس زدن بعضى از حدود ، و گاهى بعضى از حدود در حدس زدن بعضى از براهين سودمنداند . مأخوذ از انولوطيقا الاواخر ؛ فصل 8 از مقاله‌ى دوّم ( 93 الف : 1 - 40 و 93 ب : 1 - 19 ) . محور پنجم : مبادىاى كه برهان ندارند ، يعنى وسط ندارند ، حدّ ندارند ؛ امّا اين بدين معنى نيست كه هر آنچه علّت و وسط دارد ، برهان آن بر حدّ آن دلالت مىكند . مأخوذ از انولوطيقا الاواخر ، مقاله‌ى دوّم ، فصل 9 . محور ششّم : توقع نداشته باشيم كه به حدّ هر شىء از راه برهان آن شىء نايل شويم . مأخوذ از انولوطيقا الاواخر ؛ مقاله‌ى دوّم ، فصل 10 ( 94 الف - 1 - 10 ) . ( 590 ) - فرض مىكنيم « ب » حدّ « الف » و « د » حدّ « ج » باشد ، و « الف » و « ج » ضد هم باشند ؛ در اين صورت « ب » نيز ضد « د » خواهد بود . ( 591 ) - ابن سينا مىگويد اگر كسى ادعا كند كه مىتوان حدّ يك شىء را از طريق يك قياس استثنايى شرطى از حدّ ضدّ آن شىء استنباط كرد ، و اين كار را بكند ، در استدلال او چهار اشكال منطقى پيش مىآيد . مثالى كه ابن سينا دراين‌باره مطرح مىكند ، حدّ خير و حدّ شرّ است ، با توجه به اين‌كه خير ، ضدّ شر است . اگر حدّ شر عبارت است از « امر متشتّت غير منتظم » ، آن‌گاه حدّ خير عبارت است از « امر ملتئم منتظم » ؛ لكن حدّ شر عبارت است از « امر متشتّت غير منتظم » ، بنابراين حدّ خير عبارت است از « امر ملتئم منتظم » . چهار اشكال منطقى موجود در اين استدلال عبارتند از :
برهان شفا ( فارسى ) — صفحة 618 | أبو علي سينا / قوام صفرى