( 626 ) - يعنى نتيجهى برهان شرح الاسمى است كه چون معناى آن تحقّق خارجى پيدا كند به حدّ تبديل مىشود .
( 627 ) - در اينجا منظور از « چيز » ، حدّ اوسط است .
( 628 ) - منظور از « تحريف صورت » حفظ نكردن محمول بودن حدّ است .
( 629 ) - تا اينجا ابن سينا فقط به بيان كلمات ارسطو پرداخت ؛ اينك به بيان آراء خود دربارهى مطالب منقول از ارسطو مىپردازد .
( 630 ) - ابن سينا در اينجا مىگويد كه حدّ اوسط قرار دادن حدّ حدّ اصغر براى فهميدن اصغر لازم نيست و فايدهاى ندارد مگر براى افراد ابله و كودن . زيرا اگر كسى معنى موضوع ( يعنى : حدّ اصغر ) را نفهمد ، چگونه مىتواند حدّ آن موضوع را حدّ اوسط قرار دهد تا معنى آن موضوع را بفهمد ؟ حدّ اوسط قرار دادن حدّ و تعريف حدّ اصغر ، براى فهميدن معنى حدّ اصغر خود مستلزم اين است كه قبلا معنى حدّ اصغر فهميده شده باشد ؛ پس اين كار نوعى مصادره بر مطلوب اوّل است . از سوى ديگر وضع حدّ اصغر به عنوان موضوع براى حمل حدّ و تعريف آن بر آن به عنوان حدّ اوسط ، خود وضع حدّ و تعريف حدّ اصغر است . يعنى وضع شىء مساوى است با وضع حدّ شىء .
پس حدّ اوسط قرار دادن حدّ و تعريف حد اصغر ، براى فهميدن حدّ اصغر سودمند نيست ، مگر براى افراد ابله و كودن .
( 631 ) - در اين پاراگراف مىگويد حتى استفاده از حدّ و تعريف حدّ اصغر به عنوان حدّ اوسط براى فهميدن صحّت حمل حد اكبر بر حدّ اصغر در نتيجهى برهان نيز سودمند نيست . زيرا اگر حمل اكبر بر اصغر بيّن نيست ، حمل اكبر بر حد اوسط - كه حدّ و تعريف حدّ اصغر است - نيز بيّن نخواهد بود . و اگر حمل اكبر بر اصغر بيّن است ، ديگر لزومى ندارد كه تعريف و حدّ حدّ اصغر را حدّ اوسط اين حمل قرار دهيم .
( 632 ) - يعنى به وجهى كه در يادداشت شمارهى 630 توضيح داده شد بازگشت مىكند .
( 633 ) - منظور از « تمام » علت غائى است .
( 634 ) - موادّ اين فصل ، از فصلهاى 11 ، 12 ، و 13 از مقالهى دوّم انولوطيقا الاواخر اخذ شده است . محور اصلى بحث در اين فصل را بحث دربارهى انواع علل و كيفيت دخول آنها در حد تشكيل مىدهد .
( 635 ) - منظور از « مبدأ عنصرى » علّت مادى و از « مبدأ صورى » علت صورى است .
( 636 ) - از « مبدأ تمامى » غايت مدّنظر است .
( 637 ) - يعنى بالقوه بودن معلول ، علت نمىخواهد ؛ همين قدر كه علت ، موجود و بالفعل نباشد ، معلول خود بهخود بالقوه است .
( 638 ) - زيرا امكان ندارد علت صورى ، يا علّت غائى ، به صورت بالفعل تحقّق داشته باشند ولى معلول تحقّق نداشته باشد .
( 639 ) - طرح سؤال فوق به اين صورت كه : « چرا نور چراغ در فضاى وسيعى نفوذ مىكند ، اگر نفوذ كند » ؟ و تأكيد بر عبارت « اگر نفوذ كند » به اين خاطر است كه در خصوص ماهيّت نور ، فيزيكدانان قديم عقايد مختلفى داشتهاند ( - روانشناسى شفاء ، ص 99 و بعد ) . ابن سينا ، خود ، اعتقاد دارد كه نور جسم
برهان شفا ( فارسى ) — صفحة 622
مساهمون: أبو علي سينا
ص٦٢٢