و حدّ اكبر ، حدّ باشند . معنى اين سخن اين است كه حدّ اصغر و حد اكبر چنين قياسى مساوى باشند ؛ امّا اين تساوى به دلايلى كه بعد از اين در متن كتاب مطرح شده محال است . بنابراين حدّ با قياس قابل اكتساب نيست .
در اينجا ممكن است پرسيده شود كه چرا در قياسى كه نتيجهى آن ، حدّ است ، حد اصغر بايد محدود و حدّ اكبر بايد حدّ باشد ؟ پاسخ اين است كه ، هر « حدّ » ، از آن جهت كه « حدّ » است ، بايد به صورت قضيهى موجبهى كليه منعقد شود ( - يادداشت شمارهى 550 پيش از اين ) بنا بر بايد از قياس شكل اوّل نتيجه شود . زيرا شكل دوّم بنا بر شروط انتاج خاص خود ، نتيجهى موجبه و شكل سوّم بنا بر شروط انتاج خاصّ خود ، نتيجهى كليه توليد نمىكند . و وقتى قياس به صورت شكل اوّل تاليف شود ، حدّ اصغر آن ، محدود و حدّ اكبر آن ، حدّ خواهد بود .
( 556 ) - زيرا گفتيم ، شكل قياس بايد شكل اول باشد ؛ مقدّمهى صغرى و مقدّمهى كبراى اين قياس بايد كليه و موجبه باشند ، زيرا بنا بر فرض نتيجهى آن « حدّ » است كه به صورت قضيّهى موجبهى كليه است . پس حد اوسط هم بايد با حد اصغر - در مقدّمهى صغرى - و هم با حدّ اكبر در مقدمهى كبرى مساوى و بر هم منعكس باشند .
( 557 ) - زيرا فقط اين چهار امور مىتوانند با حدّ اصغر مساوى باشند ، بنابراين فقط يكى از اين چهار امر مىتواند حدّ اوسط واقع شود ؛ چون حدّ اوسط با حدّ اصغر مساوى فرض شده است . - يادداشت قبل .
( 558 ) - انولوطيقا الاواخر ؛ 91 الف : 16 .
( 559 ) - منظور از « شىء » در اينجا « حدّ اصغر » است .
( 560 ) - زيرا اگر حدّ اوسط از حدّ اصغر اعمّ باشد ، مقدّمهى كبرى كاذب خواهد شد ! براى توضيح اين يك مثال طرح مىكنيم :
فرض كنيم مىخواهيم « حدّ » انسان را از يك قياس و برهان نتيجه بگيريم . « حدّ » انسان عبارت است از :
« حيوان ناطق » . در اينجا انسان حدّ اصغر است و « حيوان ناطق » حد اكبر است . نتيجهى برهان مذكور بايد اين باشد كه : « بنابراين هر انسان حيوان ناطق است » . اگر در اين برهان ، حدّ اوسط از حدّ اصغر ( - انسان ) اعمّ باشد ، مقدّمهى كبرى كاذب مىشود . فرض مىكنيم « ماشى » حدّ اوسط باشد ؛ و مىدانيم كه « ماشى » از « انسان » اعمّ است ؛ در اين صورت ، برهان ما براى اثبات حدّ انسان به شكل زير خواهد بود :
هر انسان ماشى است / و هر ماشى حيوان ناطق است - بنابراين هر انسان حيوان ناطق است .
واضح است كه در اين استدلال مقدّمهى كبرى كاذب است . پس براى اثبات « حدّ » ، آنچه از « حدّ اصغر » اعمّ باشد صلاحيّت ندارد حدّ اوسط واقع شود .
( 561 ) - منظور از « ماهيّتا فلان صفت را داشتى » اين است كه محمول حدّ موضوع باشد .
( 562 ) - منظور ابن سينا از « هرآنچه كه به ب موصوف است » عبارت است از حمل شايع ، كه شامل تمام مصاديق مىشود ؛ و منظور او از « ب از آن حيث كه ب است » فقط ماهيّت « ب » و حمل اوّلى است .
( 563 ) - يعنب بنا بر حملّ اوّلى ذاتى ، حتى اگر حدّ اوسط با حدّ اصغر از نظر مصاديق مساوى باشد ، از نظر مفهوم مغايرت خواهند داشت .
( 564 ) - زيرا رسم از خاصّه و فصل تشكيل مىشود .
برهان شفا ( فارسى ) — صفحة 615
مساهمون: أبو علي سينا
ص٦١٥