تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان شفا ( فارسى ) — صفحة 596

مساهمون:

ص٥٩٦
محمولاتى كه در ماهيت موضوع خود داخل‌اند و ذاتى موضوع خوداند بايد محدود باشند . به عبارت ديگر ، ذاتيات هر چيز واحد محدود است . ( 446 ) - يعنى علاوه بر اين كه حدود اوساط لازم براى اثبات قضاياى موجبه ، يا سالبه ، متناهىاند ، تعداد محمولات و اعراض لازم براى تحديد و تعريف نيز ، در خصوص ارائه‌ى حدّ يك چيز ، متناهى است . بنابراين نه‌تنها بايد قضايايى وجود داشته باشند كه تصديق‌شان به برهان نياز نداشته باشد ، بلكه همچنين بعضى از موضوعات ، ذاتا موضوع‌اند و بعضى از محمولات نيز ذاتا محمول‌اند و هرگز موضوع واقع نمىشوند . پس بعضى از مقدّمات ، مقدّمات اولىاند ، و برهان‌پذير نيستند . زيرا اگر تمام مقدّمات برهان‌پذير باشند ، اصلا « برهان » و « علم برهانى » تحقّق نمىيابد . جهتى كه در اين‌جا براى اثبات متناهى بودن حدود اوساط آورده ، اين است كه وقت ثابت شد تعداد محمولات به‌هرحال متناهى است ، روشن مىشود كه تعداد حدود اوساط نيز - كه در مقدّمه‌ى صغرى محمول حدّ اصغراند - متناهى است . ( 447 ) - در باب برهان ، يك محمول فقط زمانى براى موضوع خود « ذاتى » است كه يكى از دو شرط را تأمين كند ، ( 1 ) يا در حدّ موضوع خود اخذ شود ، و ( 2 ) يا موضوع در حدّ آن محمول اخذ گردد . ( - فصل دوّم ، مقاله‌ى دوّم ، برهان شفاء ) . ( 448 ) - در تعريف عدد ، مثلا ، گفته مىشود : « عدد كمّ منفصل است » ؛ به اين ترتيب « كمّ » در حدّ « عدد » اخذ مىشود . قبلا بيان شد كه اين قسم از محمولات ذاتى ، نمىتوانند نامتناهى باشند : - يادداشت 445 پيش از اين و متن مربوط به آن . امّا وقتى مىگوييم : « فرد ، عددى است كه بر دو قابل تقسيم نيست » ، در واقع « عدد » را كه موضوع علم حساب است در حدّ و تعريف « فرد » اخذ كرده‌ايم ؛ يعنى اين قضيه ، مثالى از مورد دوّم « ذاتى باب برهان » است ، زيرا موضوع - كه « عدد » است - در حدّ « ذاتى » - در اين‌جا « فرد » - اخذ شده است . ابن سينا در ذيل اين پاراگراف درصدد اثبات اين است كه اين قسم از محمولات ذاتى نيز نمىتوانند نامتناهى باشند . براى استدلال ابن سينا براى اثبات اين مطلب - به يادداشت بعدى ( 449 ) . ( 449 ) - وقتى مىگوييم : « فرد عددى است كه بر دو قابل تقسيم نيست » ، در اين گزاره « فرد » در واقع محمول ذاتى « عدد » است ، و عدد موضوع است ؛ امّا عدد در تعريف و حدّ فرد اخذ شده است ، پس فرد از آن نوع محمول ذاتى است كه موضوع ، يعنى عدد ، در حدّ آن اخذ مىشود . اگر قرار باشد تعداد اين نوع محمول ذاتى به بىنهايت ميل كند ، لازم مىآيد فرد ، خود محمولى داشته باشد كه فرد به علاوه‌ى عدد ، كه جمعا موضوع آن محمول‌اند ، در حدّ آن محمول اخذ شوند ؛ اين محمول اخير را محمول 1 مىناميم . حال محمول 1 نيز بايد محمولى داشته باشد ، كه محمول 2 مىناميم ؛ و لازم است در تعريف محمول 2 ، محمول 1 به همراه فرد و عدد ، باهم ، اخذ شوند و اگر محمول 2 نيز محمولى ، مانند محمول 3 ، داشته باشد لازم مىآيد محمول 2 به علاوه‌ى محمول 1 به علاوه‌ى فرد به علاوه‌ى عدد ، با هم ، در حدّ و تعريف آن ، يعنى : محمول 3 ، اخذ شوند ؛ و همين‌طور تا بىنهايت ، زيرا تعداد محمولات بىنهايت فرض شده است . به همين جهت ابن سينا نوشت : « اگر اين محمولات به بىنهايت ميل كنند ، همراه آن‌ها آنچه در حدود محمولات اخذ مىشود نيز به بىنهايت ميل خواهد كرد ، زيرا براى