تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان شفا ( فارسى ) — صفحة 597

مساهمون:

ص٥٩٧
هر محمول ، موضوعى است كه در حدّ آن اخذ مىشود و هر سابق نيز به همراه مسبوق در حدّ محمول داخل است » . امّا اين سير تا بىنهايت امرى ممكن نيست . زيرا « در اين صورت موضوعات بىنهايت متوالى همه در حدود آن محمول‌ها اخذ خواهد شد ، و اين محال است » . بنابراين چون موضوعات اخذ شده در حدّ يك محمول نمىتواند بىنهايت باشد ، پس تعداد « محمولات هم كه از نظر عددى با موضوعات مساوىاند به بىنهايت ميل نخواهد كرد » . ( 450 ) - در اين دو پاراگراف ، به ترتيب ، يك سؤال و اشكال و پاسخ آن از سوى ابن سينا مطرح شده است . سؤال و اشكال اين است كه وقتى چيزى را تحديد و تعريف مىكنيم ، همواره تعداد موضوعاتى كه در حدّ محمول ذاتى قرار مىدهيم متناهى است ؛ بنابراين محذور حضور « موضوعات بىنهايت متوالى » در حدّ و تعريف يك محمول ذاتى پيش نمىآيد . پاسخ بو على اين است كه وقتى موضوعات ، يعنى : موضوعاتى كه قرار است در حدّ و تعريف يك محمول ذاتى اخذ شود ، نامتناهى باشند در اين صورت نمىتوانيم فقط تعدادى متناهى از اين موضوعات بالفعل نامتناهى را در حدّ محمول ذاتى اخذ كنيم و بقيّه را كنار بگذاريم ، زيرا ، همان‌طور كه پيش از اين نشان داديم ( - يادداشت قبل و متن مربوط به آن ) ، « هر سابق در حدّ آنچه كه مسبوق در آن اخذ مىشود مأخوذ است ؛ امّا بنا بر اشكال فوق « لازم مىآيد كه براى هر موضوع موجود ( يعنى : محمول ذاتى كه درصدد تحديد و تعريف آن هستيم ) محمولى خارج از آن وجود داشته باشد ، و اين محال است » . زيرا بايد تمام محمول‌ها ( يعنى : تمام موضوعات ) در حدّ و تعريف محمول ذاتى اخذ شوند . ( 451 ) - پس روشن شد كه در هر دو نوع از محمول ذاتى ، يعنى : هم در محمول‌هايى كه در حدّ موضوع اخذ مىشوند ، و هم در موضوعاتى كه در حدّ محمول‌ها اخذ مىشوند ، بايد تعداد محمول‌ها متناهى باشند ؛ و چون اين محمول‌ها همان « ذاتى باب برهان » اند ، بنابراين هر موضوع خاصّى فقط مىتواند تعدادى متناهى از اين نوع ذاتى داشته باشد . ( 452 ) - مقدّمه‌ى اسطقسّى ، يعنى مقدّمه‌ى اصلى ، و مقدّمه‌اى كه حمل محمول بر موضوع ، در آن ، حمل اوّلى است . ( براى معنى حمل اوّلى - يادداشت بعدى ) . ( 453 ) - در بسيارى از موارد در يك گزاره‌ى حملى ، براى نسبت دادن و حمل كردن يك محمول بر يك موضوع ، ابتدا لازم است آن محمول بر موضوعى اعمّ از موضوع گزاره حمل شود تا صلاحيت پيدا كند كه بر موضوع گزاره نيز حمل شود . مثلا دو گزاره‌ى زير را در نظر مىگيريم : ( 1 ) مجموع زوياى داخلى هر مثلث مختلف الاضلاع با دو قائمه مساوى است ، و ( 2 ) مجموع زواياى داخلى هر مثلث متساوى الساقين با دو قائمه مساوى است . در اين دو گزاره ، حمل « تساوى زواياى داخلى با دو قائمه » بر « مثلث مختلف الاضلاع » و بر « مثلث متساوى الساقين » از آن جهت مقدور شده است كه آن محمول بر موضوعى اعمّ از « مثلث متساوى الساقين » و « مثلث مختلف الاضلاع » ، يعنى : بر مطلق « مثلّث » ، قابل حمل است . از اين جهت مىگويند ، حمل در گزاره‌هاى ( 1 ) و ( 2 ) ، حمل اوّلى نيست ؛ بلكه حمل ثانوى است ؛ يعنى به وسط و واسطه نياز دارد . ابن سينا در اين پاراگراف مىگويد ، اين‌طور نيست كه حمل ، همواره حمل ثانوى باشد ؛ بلكه بايد در