تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان شفا ( فارسى ) — صفحة 574

مساهمون:

ص٥٧٤
عالم ثبوت واسطه نداشته باشد و يا اگر هم در عالم ثبوت واسطه داشته باشد ما از آن بىخبر باشيم ، يعنى در عالم اثبات واسطه نداشته باشد . بالاخره معنى اين سخن ابن سينا صرف نظر كردن از واسطه داشتن حمل « ج » بر « ب » است . ) شقّ دوّم - هريك از دو حدّ قضيه محمول خاصّ خود را داشته باشد ، مثلا « ج » بر « الف » قابل حمل باشد و بر « ب » قابل حمل نباشد ، « د » بر « ب » قابل حمل باشد و بر « الف » قابل حمل نباشد . ابن سينا مىگويد هريك از ان دو شقّ پيش آيد ، مىتوان با تشكيل دادن قياس مىتوان يكى از آن دو حدّ را از ديگرى سلب كرد . قياس مربوط به شقّ اول چين مىشود : الف ج نيست ، و ب ج است ؛ الف ب نيست . در اين‌جا نتيجه هرچند يك قضيّه‌ى سالبه است ، با اين‌حال بدون وسط نيست ، يعنى سلب « ب » از « الف » احتياج به وسط دارد كه عبارت است از « ج » . در قياس مربوط به شق دوّم دو قضيه خواهيم داشت : ( 1 ) الف ج است ، و ( 2 ) ب د است ؛ كه در آن‌ها « ج » و « د » به ترتيب محمول‌هاى اختصاصى « الف » و « ب » هستند . در اين‌جا مىتوانيم بر اساس گفته‌ى ابن سينا هريك از « الف » و « ب » را توسط يك قياس از همديگر سلب كنيم : قياس اول : الف ج است ، و ب ج نيست ؛ ( زيرا « ج » محمول اختصاصى « الف » است ؟ ) ؛ بنابراين الف ب نيست . ديده مىشود كه سلب « ب » از « الف » به واسطه - يعنى : « ج » - نياز دارد ، بنابراين « الف ب نيست » يك قضيّه‌ى سالبه‌ى بدون وسط نيست . قياس دوّم : الف د نيست و ب د است ؛ ( زيرا « د » محمول اختصاصى « ب » است ) ؛ بنابراين ب الف نيست . و به اين ترتيب قضيّه‌ى « ب الف نيست » نيز يك قضيّه‌ى سالبه‌ى بدون وسط نيست . پس چگونگى وسط داشتن يك قضيّه‌ى سالبه روشن شد . ( 362 ) - اين همان بيان شقّ اول در يادداشت قبل است . ( 363 ) - اين همان بيان شقّ دوم در يادداشت قبل است . ( 364 ) - زيرا شرط با واسطه بودن سلب دو چيز است : الف ) يكى از دو حدّ محمول خاص داشته باشد ( شق اوّل در يادداشت 361 ) و ب ) هريك از دو حدّ محمول خاصّى داشته باشند ( شق دوّم در يادداشت 361 ) . و اگر هيچ يك از اين دو شرط حاصل نباشد ،
برهان شفا ( فارسى ) — صفحة 574 | أبو علي سينا / قوام صفرى