عالم ثبوت واسطه نداشته باشد و يا اگر هم در عالم ثبوت واسطه داشته باشد ما از آن بىخبر باشيم ، يعنى در عالم اثبات واسطه نداشته باشد . بالاخره معنى اين سخن ابن سينا صرف نظر كردن از واسطه داشتن حمل « ج » بر « ب » است . )
شقّ دوّم - هريك از دو حدّ قضيه محمول خاصّ خود را داشته باشد ، مثلا « ج » بر « الف » قابل حمل باشد و بر « ب » قابل حمل نباشد ، « د » بر « ب » قابل حمل باشد و بر « الف » قابل حمل نباشد .
ابن سينا مىگويد هريك از ان دو شقّ پيش آيد ، مىتوان با تشكيل دادن قياس مىتوان يكى از آن دو حدّ را از ديگرى سلب كرد .
قياس مربوط به شقّ اول چين مىشود :
الف ج نيست ، و
ب ج است ؛
الف ب نيست .
در اينجا نتيجه هرچند يك قضيّهى سالبه است ، با اينحال بدون وسط نيست ، يعنى سلب « ب » از « الف » احتياج به وسط دارد كه عبارت است از « ج » .
در قياس مربوط به شق دوّم دو قضيه خواهيم داشت :
( 1 ) الف ج است ، و
( 2 ) ب د است ؛
كه در آنها « ج » و « د » به ترتيب محمولهاى اختصاصى « الف » و « ب » هستند . در اينجا مىتوانيم بر اساس گفتهى ابن سينا هريك از « الف » و « ب » را توسط يك قياس از همديگر سلب كنيم :
قياس اول : الف ج است ، و
ب ج نيست ؛ ( زيرا « ج » محمول اختصاصى « الف » است ؟ ) ؛
بنابراين الف ب نيست .
ديده مىشود كه سلب « ب » از « الف » به واسطه - يعنى : « ج » - نياز دارد ، بنابراين « الف ب نيست » يك قضيّهى سالبهى بدون وسط نيست .
قياس دوّم : الف د نيست و
ب د است ؛ ( زيرا « د » محمول اختصاصى « ب » است ) ؛
بنابراين ب الف نيست .
و به اين ترتيب قضيّهى « ب الف نيست » نيز يك قضيّهى سالبهى بدون وسط نيست .
پس چگونگى وسط داشتن يك قضيّهى سالبه روشن شد .
( 362 ) - اين همان بيان شقّ اول در يادداشت قبل است .
( 363 ) - اين همان بيان شقّ دوم در يادداشت قبل است .
( 364 ) - زيرا شرط با واسطه بودن سلب دو چيز است :
الف ) يكى از دو حدّ محمول خاص داشته باشد ( شق اوّل در يادداشت 361 ) و ب ) هريك از دو حدّ محمول خاصّى داشته باشند ( شق دوّم در يادداشت 361 ) . و اگر هيچ يك از اين دو شرط حاصل نباشد ،
برهان شفا ( فارسى ) — صفحة 574
مساهمون: أبو علي سينا
ص٥٧٤