به شرط محمول است ؛ يعنى : زايل شدنى است و يقين منطقى توليد نمىكند . زيرا استقراء عبارت است از تفحّص در جزئيات ( يعنى : جزئى حقيقى ) و تعميم حكم آنها به مفهوم كلّى ؛ و علم به جزئيات حقيقى نمىتواند از راه عقل حاصل شود - هرچند در علم به جزئيات اضافى مانند انواع چنين امكانى وجود دارد - بنابراين از راه حسّ حاصل مىشود . بنابراين علم به مفهوم كلّى تابع علم به محسوسات ( - جزئيات ) است و لذا فاقد يقين منطقى خواهد بود .
( 87 ) - از اينجا بو على بحث دربارهى « تجربه » را آغاز مىكند و مراد از اين بحث يافتن راه حلى براى مشكل استقراء كه در اول اين فصل مطرح شد مىباشد .
( 88 ) - منظور از « اتفاق » در اينجا اين است كه علّت بالعرض به جاى علّت با لّذات اخذ شود . علّت بالعرض ، چيزى است كه علّت اصلى معلوم نيست .
( 89 ) - يعنى ما سبب مسهل بودن سقومونيا را نمىدانيم امّا به مسهل بودن آن يقين پيدا مىكنيم ، پس اين مورد آن قاعده را كه در فصل هشتم از مقالهى اول كتاب « برهان » مورد بررسى قرار گرفت نقض مىكند ؛ قاعدهاى كه مىگفت هرآنچه سبب دارد بايد از طريق سببش شناخته شود !
( 90 ) - بو على از اينجا به بعد به پاسخ پرسشى مىپردازد كه در يادداشت قبل آن را مطرح كرديم و مىگويد :
در تجربه بر خلاف استقراء در واقع از طريق سبب علم حاصل مىشود .
( 91 ) - اين سخن بو على كه : « آنچه اتّفاقى است نه دائمى و نه اكثرى است » يكى از قوانين اساسى علمشناسى ارسطوئى است كه به « قاعدهى اتّفاقى مشهور است . اولين تقرير اين قاعده در فصل 30 از مقالهى اول انولوطيقا الاواخر ارسطو : 78 ب ، 20 به اين صورت آمده است : « الامر الذّى بالاتّفاق ليس هو ضروريا و لا على اكثر الامر » . ترجمهى انگليسى اين قاعده ( در :
yb detidE , noitalsnart drofxo desiveR eht , ELTOTSIRRA fo skrow etelpoc ehT , gnitnirp dnoces , sserp ytisrevinu notccnirP , eno . loV , scnraB nahtanoJ
( . 144 . ، 1985 چنين است :
» . trap tsom eht rof ron yrassecen rehtien si ecnahc yb sdloh tahW «
يعنى : « امرى كه اتّفاقى است ، نه ضرورى و نه اكثرى است » .
در علمشناسى ارسطوئى - و به تبع آن در علمشناسى سينوى - از اين قاعده براى تحويل استقراء به قياس استفاده مىشود تا از اين رهگذر مس وجود استقراء را با كيمياى قاعدهى « اتّفاقى » به زرناب قياسى تحويل دهند كه قادر است دربارهى موارد استقراء شده علم يقينى توليد كند . كيفيت اين تحويل به سادگى به صورت زير است :
( 1 ) سقومونيا اكثرا يا دائما اسهال صفراء مىكند ،
( 2 ) آنچه اكثرى يا دائمى است اتّفاقى نيست ؛
( 3 ) بنابراين اسهال صفراء توسط سقومونيا اتّفاقى نيست ؛
( 4 ) پس اسهال صفراء توسط سقومونيا علّى است !
و به اين ترتيب ( 1 ) كه توليد معرفت يقينى نمىكند به وساطت ( 2 ) - كه قاعدهى اتّفاقى است - به ( 3 ) و