تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان شفا ( فارسى ) — صفحة 516

مساهمون:

ص٥١٦
در مورد لفظ يك شىء و اسم آن ، پس از آن‌كه موجوديت آن شىء اثبات شود عينا به پاسخ « ما » حقيقيه تبديل مىشود و به عنوان حدّ آن شىء تلّقى مىشود . بنابراين شرح الاسم زمانى به حدّ حقيقى تبديل مىشود كه وجود شىء اثبات شده باشد . زيرا معنى حدّ اين است كه آن وجود و حقيقت يك موجود خارجى را توضيح مىدهد . مثلا فرض كنيد كسى اين سؤال را درباره‌ى مثلث مطرح كند كه : « مثلث چيست ؟ » بدون آن‌كه بداند مثلث در خارج موجود است يا نه . در پاسخ او كه در واقع مطلب « ما » شارحه را مطرح كرده است ، گفته مىشود كه : مثلث شكلى است كه از سه ضلع تشكيل شده است . همين پاسخ مطلب « ما » شارحه بعد از اثبات وجود مثلث به حدّ حقيقى - و در نتيجه به پاسخ مطلب « ما » حقيقيه - مثلث تبديل مىشود . منظور ابن سينا از اصطلاحات « به‌حسب اسم » و « به‌حسب ذات » در اين‌جا ، به ترتيب مطلب « ما شارحه » و مطلب « ما حقيقيه » است . ( 46 ) - منظور از قضاياى متعارف بديهياتى هستند كه در هر علمى مورد استفاده‌اند . ( 47 ) - حاصل اين پاراگراف اين است كه : محمولات مسائل كه مىبايست در يك علم براى موضوع اثبات شوند ، اثبات وجودشان بر عهده‌ى خود علم است امّا حدود و تعاريف آن‌ها جزو مبادى است ؛ به عبارت ديگر ، مطلب « ما » ى اين محمولات جزو مبادى و مطلب « هل » آن‌ها جزو مسائل علم است . براى محمولات ذاتى - برهان شفا ، مقاله‌ى دوم ، فصل دوم . ( 48 ) - زيرا مقصود از قضيه در اين‌جا آن چيزى است كه از واقعيت خارجى حكايت مىكند ؛ به عبارت ديگر ، حمل موجود در آن حمل شايع است نه حمل اوّلى . ( 49 ) - مقصود از وجود يا عدم شىء به‌طور مطلق همان مفاد « هل بسيط » است . ( 50 ) - مقصود از وجود شىء در حالىكه به اوصافى متصّف است ، همان مفاد « هل مركّب » است . ( 51 ) - مقصود شيخ اين است كه مطلب « لم اثبات » بر مطلب « لم ثبوت » مقدّم است : وقتى مىخواهيم مطلبى را اثبات كنيم ، يعنى قضيه‌اى تشكيل بدهيم و در آن حكم و محمولى را براى موضوعى ثابت كنيم ، ابتدا بايد ببينيم كه چرا به مفاد اين قضيه معتقد شده‌ايم ؟ يعنى ، چرا اين قضيه را تصديق مىكنيم ؟ بعد از آن‌كه اين مطلب را رسيدگى كرديم به اين پرسش مىرسيم كه چرا مفاد اين قضيه در نفس الامر نيز وجود دارد ؟ بنابراين مطلب « لم اثبات » بر مطلب « لم ثبوت » مقدّم است . ( 52 ) - در مورد مطالب اين فصل ( فصل پنجم از مقاله‌ى اوّل ) لازم است به اين نكته توجه شود كه : هر علمى از يك سرى مبادى و مسائل و براهين تشكيل مىشود ، مسائل علم عبارتند از ثبوت يك سرى محمولات براى يك سرى از موضوعات ، بنابراين در مسائل علم « اثبات شىء لشىء » صورت مىگيرد و اين مفاد « هل مركّب » است ؛ پس تمام مسائل علم از قبيل مطلب « هل مركّب » اند . اثبات محمولات براى موضوعات از طريق حد اوسط و برهان صورت مىگيرد ، و حدّ اوسط همان مطلب « لمّ » است ؛ بنابراين براى اثبات مطالب « هل مركّب » مطلب « لم » را به كار مىبنديم ، يعنى : يا علت وجود و يا علت تصديق را مطرح مىكنيم . پس براهين مورد استفاده در مسائل علم حول محور مطلب « لم » مىگردند . از سوى ديگر قبل از شروع بحث درباره‌ى مسائل علم هم بايد تصوّر صحيحى از موضوع علم داشته باشيم - كه اين مطلب « ما » حقيقيه است - و هم بايد بدانيم كه موضوع علم وجود دارد - و اين مطلب « هل بسيط » است - و اين