عن ب بلا انقطاع ؛ ، ب ، ج لا يحمل أحدهما على الآخر . فإن قيل كل ب ج و هو الباطل ، و كل ج ا و هو الحق ، أنتج باطلا و هو أن كل ب ا . و سواء كان هذا السلب و الإيجاب بانقطاع أو به غير انقطاع ، فإن هذه المادة لا تنتج إلا باطلا .
( 446 ) در اينجا با مطلبى شروع مىكنيم كه ضرورت دارد ، و مىگوييم : هرگاه حق اين باشد كه هيچ « ب » « الف » نيست و اين قضيه بدون انقطاع باشد ، و شخص به خطا افتاده و گمان كند كه هر « ب » « الف » است و از اين طريق در غايت ضديّت با حق باشد ؛ و اين امر را قياسى باشد كه حدّ اوسط آن « ج » باشد ، در اين صورت ممكن است صغرى و كبرى هر دو كاذب باشند ، و ممكن است يكى از آن دو كاذب باشد . امّا قسم اوّل چنين است كه هرگاه « ج » چيزى باشد كه بر « ب » حمل نشود و « الف » نيز بر آن حمل نشود ، و شخص چنين فرض كند كه هر « ب » « ج » است ، و هر « ج » « الف » است ، و نتيجهى باطل بگيرد . و اين ممكن است : زيرا ناچار چيزى هست كه نه « ب » و نه « الف » بر آن حمل نمىشوند . و جايز است كه در يكى از اين دو اتفاق داشته باشند و گرنه لازم است بعضى از اينها به ايجاب يك طرف اختصاص داشته باشد ، و حدّ اوسط لازم بيايد . همينطور اگر « ج » فقط بر بعضى از « ب » حمل شود نه بر كلّ آن ، و البته غير ممكن است كه « ب » در هر چيزى باشد ، يا چيزى در تمام آن باشد - يعنى چيزى كه با « ب » مباين است - ، زيرا « ج » « الف » است 368 در همهى آنها مقدمهى بدون وسط است ؛ پس اين سخن ما كه هر « ب » « ج » است به صورت جزئيهى كاذب است و هر « ج » « الف » است يا به صورت كليّه و جزئيه ، يا فقط به صورت جزئيه ، كاذب است . امّا اگر قرار باشد فقط يكى از دو مقدمه صادق باشد ، اين امكان ندارد مگر آنكه كبرى صادق باشد . 369 و مثال آن عبارت است از اينكه ما فرض كنيم « الف » محمول است و دو موضوع « ب » و « ج » را دارد ، لكن بر « ج » حمل به ايجاب مىشود و از « ب » بدون انقطاع سلب مىشود ؛ و « ب » و « ج » بر يكديگر حمل نمىشوند . پس اگر گفته شود : هر « ب » « ج » است ، كه باطل است ، و هر « ج » « الف » است ، كه حق است ، نتيجهى باطل مىدهد كه عبارت است از : هر « ب » « الف » است . و اينكه سلب و ايجاب با انقطاع يا بدون انقطاع باشد ، يكسان است ؛ زيرا اين ماده جز نتيجهى باطل توليد نمىكند .
( 447 ) فهذا هو وجه إعطاء القياس الذى يوقع خدعة فى اعتقاد الكلى الموجب ، و لا يكون إلا فى الشكل الأول .
برهان شفا ( فارسى ) — صفحة 303
مساهمون: أبو علي سينا
ص٣٠٣