تو آسان گردد ، و چهبسا درك آن مشكل باشد ، و البته طبيعت اين مسئله يكنواخت نيست [ كه هميشه يا مشكل يا آسان باشد ] . و هرگاه اراده كردى اين مطلب را اعتبار كنى ، فرق بين فصل و نوع را در نظر داشته باش و بيان ما ، مبنى بر اينكه طبيعت هر فصلى هرچند از نظر وجود با نوع واحدى مساوى است خودبهخود اين صلاحيت را دارد كه بر انواع زيادى حمل شود ، 125 را مورد دقت قرار بده ، پس هرگاه اين نكته را خوب اعتبار كردى درمىيابى كه محال است طبيعت فصل جنس بر انسان حمل شود بدون اينكه قبلا حيوان بر اين فصل حمل شده باشد ، در حالىكه [ وقتى طبيعت فصل خودبهخود اعتبار شود هنوز ] حيوانيت بر آن حمل نشده است . پس روشن شد كه هرگاه جنس قريب بالفعل به نوع نسبت داده شود و بعد از آن جنس بعيد يا فصل آن بر اين نوع بالفعل نسبت داده شود در اين صورت نسبت جنس جنس و فصل جنس نمىتواند قبل از نسبت جنس باشد ، و اين اعتبار مانند اعتبار كسى نيست كه طبيعت جنس و فصل را خودبخود بدون نسبت دادن به چيزى به نحو بالفعل اخذ مىكند كه در آن صورت جايز است اعم قبل از اخص به وجود آيد . و بين قبليت از نظر اصل وجود و قبليت از نظر موجود بودن در چيزى ديگر فرق است .
( 121 ) فقد اتضح من ذلك أن الشبهة منحلة . و هذا يتبين بيانا أوضح إذا نحن تأملنا الأمور البسيطة . فإنه لا يجوز أن يوجد معنى اللون لشىء ثم توجد له البياضية ، بل الموجود الأول له هو البياضية . و إذا وجد الشىء بياضا أو سوادا تبعه وجود أن للشىء لونا ، و إن كان اللون أعم من البياض و قد يوجد حيث لا يوجد البياض . لكنه لا يوجد لجزئيات البياض إلا لأنه موجود للبياض ، إذ كان معنى فصل الجنس و جنسه يوجدان للجنس و إن لم يوجدا لنوعه المعين . و لا يوجدان للنوع إلا و قد و جدا للجنس . فهما إذن لمعنى الجنس قبلهما لمعنى النوع . فظاهر بيّن أن وجودهما للجنس بذاته ، و وجودهما للنوع بالجنس .
فإذن الجنس سبب فى وجودهما للنوع : لأن كل ما هو بذاته فهو سبب لما ليس بذاته .
( 121 ) پس با اين بيان شبهه حل مىشود ، 126 و در اين حل شبهه 127 هرگاه امور بسيط را مورد تأمل قرار دهيم با بيان واضحترى روشن مىشود ؛ زيرا جايز نيست كه ابتدا معنى « رنگ » براى چيزى حاصل شود و سپس معنى « سفيدى » بر آن تحصل يابد ، بلكه آنچه ابتدا حاصل مىشود « سفيدى » است . و وقتى چيزى سفيد يا سياه باشد به تبع آن معنى رنگ براى آن حاصل مىشود ، اگرچه مفهوم رنگ از مفهوم « سفيد » اعم باشد ، و اگرچه گاهى رنگ بدون حصول سفيدى حاصل شود . لكن مفهوم رنگ براى جزئيات سفيدى حاصل نمىشود مگر به
برهان شفا ( فارسى ) — صفحة 104
مساهمون: أبو علي سينا
ص١٠٤