بخارى و مسلم صحيح شده و اين هر دو بزرك بوجه زيغ مشوم خود از روايت و اخراج آن محروم ماندهاند .
روايت نكردن بخارى فضائل اهلبيت را و سبب مؤخر بودن صحيح مسلم از صحيح بخارى
بالجمله ، نزد ارباب نصفت ، إعراض بخارى از اخراج حديث ثقلين عموما و بسياق مسلم خصوصا خيانتيست عظيم و خبانتيست فخيم ، بار الها ! مگر اينكه إعراض بخارى از اخراج خصوص سياق مسلم توجيه كرده شود به اينكه چون سياق مذكور از تحريف زيد بن أرقم سالم نيست و كلام خودش مشتمل بر بيان ابتلاء او بكبر سنّ و قدم عهد و نسيان در أوّل روايت شاهد آنست ؛ لهذا حضرت بخارى بمزيد احتياط - تحرّجا من أن يروى حديثا محرّفا - ترك آن فرموده ! ليكن مظنون نيست كه حضرات أهل سنّت كه دلدادهء أمثال زيد بن أرقم از صحابهء كرام مىباشند برين توجيه بمقابلهء أهل حقّ اقدام نمايند مگر با وصف تسليم اين توجيه نيز وجهى براى إعراض از ألفاظ و طرقى كه حاكم نيسابورى آن را در كتاب « المستدرك » آورده و صحّت آن بر شرط بخارى و نيز مسلم واضح و عيان كرده جز كتمان حقّ و إلطاط صدق بدست نمىرسد ، و ازينجا و أمثال آن مىتوان دانست كه بيچاره مسلم گاه گاهى لب باظهار طرف من الحقّ مىگشايد و درين گونه أحاديث مثل بخارى إعراض كلّى نمىنمايد و همين ست سبب در اين كه مرتبهء كتابش نزد متعصّبين أهل سنّت بمرتبهء كتاب بخارى نمىرسد !
ششم - در جواب اينكه جمله « و انهما لن يفترفا » را صرفا بترمذى نسبت داده
ششم آنكه درين كلام تخرّص انضمام مثل كلام سابق الذّكر روايت كردن جملهء و
« إنّهما لن يفترقا حتّى يردا علىّ الحوض »
را صرف بترمذى نسبت كرده و كمال بطلان و فساد و هوان آن عنقريب دانستى و دريافتى كه قبل از ترمذى و بعد ازو بسيارى از مسندين حفّاظ و محدّثين أيقاظ كه جملهء روايات أخبار و نقدهء أحاديث و آثاراند و مؤلّفين مشاهير صحاح كبار و ديگر مصنّفين كتب و أسفار مىباشند بروايت آن احراز شرف نمودهاند ، پس نسبت روايت اين جمله بمحض ترمذى ناشى از قلّت اطلاعست يا منبعث از سجيّهء نا مرضيهء تزوير و خداع .
هفتم - در جواب اينكه جمله مذكوره را مطعون حفاظ وانموده ، و روايت نمودن اكابر اهلسنت جملة مذكوره را در صحاح معتبره
هفتم آنكه درين گفتار ناهنجار نيز جمله «
و إنّهما لن يفترقا
» را مطعون