در « علل متناهيه » ذكروهم يا غفلت از استحضار بقيّهء طرق اين حديث كرده ( و ذكر نمودن ابن جوزى اين حديث را در « علل متنابيه » و هم يا غفلتست از استحضار بقيه طرق اين حديث . ظ ) . بلكه در مسلم از زيد بن أرقم روايت كرده كه از رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و سلّم اين حديث در غدير خمّ كه موضعيست در جحفه صدور يافته ، چنانچه قبل ازين گذشت ، و زياده كرد آنكه رسول اللَّه فرمود :
اذكّركم اللَّه في أهل بيتي ، اذكّركم اللَّه فى أهل بيتي ؛
و آنكه : زيد را گفتيم اهل بيت رسول اللَّه كيستند ؟ زنان آن حضرت أهل بيتاند ؟ زيد گفت : لا ايم اللَّه ! يعنى زنان أهل بيت رسول نيستند ، زن با مرد گاه هست كه مدّتى مىباشد بعد از آن او را اطلاق داده بقوم خود ملحق مىشود ، و أهل بيت آن حضرت كسانىاند كه صدقه بر ايشان حرامست بعد از وى .
و در روايت صحيحه وارد شده كه فرمود : من در ميان شما دو أمر مىگذارم اگر متابعت آن دو أمر كنيد گمراه نخواهيد شد ، و آن دو أمر يكى كتاب اللَّهست و ديگرى اهل بيت و عترت من و طبرانى زياده كرد آنكه گفت : بتحقيق ، من سؤال كردم اين را براى ايشان ، پس بايد كه سبقت نگيريد بر أحكام قرآن و بر علماء اهل بيت ، و ترك نكنيد ايشان را كه در هلاكت نيفتيد ، و تعليم ايشان نكنيد چرا كه ايشان أعلماند از شما بكتاب و سنّت . و در يك روايت آنست كه فرمود : مىگذارم در ميان شما كتاب اللَّه و سنّت خود ، و مراد از سنّت وقتى كه إطلاق مىكنند در شرع احاديثيست كه قرآن عزيز به آن ناطق نشده از أوامر و نواهى كه قولا و فعلا از رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و سلّم صدور يافته ، چرا كه اگر مطلق سنّت بگيريم چون سنّت مبيّن كتاب اللَّه ( ست . صح ظ ) ذكر كتاب اللَّه از آن مستغنى ( مغنى . ظ ) ست ، و حاصل كلام آنكه رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و سلّم ترغيب فرموده است امّت خود را به قرآن و سنّت و كسانى كه عالم بكتاب و سنّتاند از اهل بيت متمسّك شوند .
و از مجموع اين حديث بقاى اين امور تا روز قيامت مستفاد مىشود . باز بدانكه حديث تمسّك را چند طريق اسنادست ، وارد شده از بيست و دو يا بيست و سه صحابى ، و طرق مبسوطهء آن در شبههء يازدهم مذكور شد .
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 681
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٦٨١