زيرا كه خداى تبارك و تعالى رجس و گناه از ايشان برداشته است و پاكيزه ساخته است ايشان را و تشريف داده است بكرامات باهره و مزاياى متكاثره ، چنانچه بعضى از آنها مذكور شد ، و بعد ازين حديثى در شان قريش خواهد آمد كه پيغمبر صلوات اللَّه عليه فرمود
« تعلّموا منهم فإنّهم أعلم منكم »
از قريش علم فرا گيريد كه ايشان أعلماند از شما . و هر گاه كه اين عموم أعلميّت از براى قريش ثابت شد ، پس اهل بيت نبوّت بثبوت أعلميت أولى و أنسباند از قريش ، زيرا كه اهل بيت بخوصيّات كثيره ممتازاند از بقيّهء قريش كه هيچكدام از ايشان در آن با اهل بيت شريك نيستند .
و در أحاديث ترغيب بتمسّك بأهلبيت اشارتست به آنكه هميشه كسى كه اهليّت آن دارد كه به او متمسّك شوند از اهل بيت هست و منقطع نمىشود تا روز قيامت ، همچنان كه قرآن انقطاع نمىيابد ، و ازين جهتست كه ايشان أمان أهل زميناند چنانچه خواهد آمد و حديث سابق
« في كلّ خلف من امّتى عدول من أهل بيتي ، إلى آخره »
برين معنى شاهدست .
باز از أهل بيت سزاوارترين كسى كه به او تمسّك جويند امام و عالم ايشانست علىّ بن أبي طالب رضى اللَّه عنه و كرّم اللَّه وجهه ، بواسطهء مزيد علم و دقائق مستنبطات وى ، چنانچه گذشت ، و ازين جهتست كه أبو بكر گفت كه على رضى اللَّه عنهما عترت رسول اللَّهست يعنى كسيست كه رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و سلّم ترغيب فرموده است به آنكه بوى متمسّك شوند ، پس تخصيص داد علىّ رضي اللَّه عنه را به اين صفت ، چنانچه رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و سلّم در روز غدير خمّ وى را مخصوص ساخت .
و مراد بعيبه و كرش در حديث سابق آنست كه ايشان موضع سرّ و أمانت و معدن نفائس معارف آن حضرتاند ، زيرا كه هر يك از عيبه و كرش محلّ و موضع چيزيست كه قوام و صلاح به آنست .
اوّل موضع حرز متاعهاى نفيسست . و ثانى مستقرّ غذاست كه نموّ و قوام بدن به آنست . و بعضى گفتهاند كه عيبه و كرش مثليست از براى اختصاص اهل بيت بأمور ظاهره و باطنهء آن حضرت صلوات اللَّه عليه ، زيرا كه مظروف كرش باطنست و مظروف
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 684
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٦٨٤