تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 679

مساهمون:

ص٦٧٩
عبد حتّى يحبّنى و لا يحبّنى حتّى يحبّ ذويّ . به آن خداى كه نفس من بيد قدرت اوست كه مؤمن نيست هيچ بنده تا آنكه مرا دوست دارد و دوست ندارد مرا تا آنكه دوست دارد ذوى القربى أهل بيت مرا ، پس ايشان را قائم مقام نفس خود ساخت ، و ازين جهتست كه بصحّت رسيده از رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و سلّم كه فرمود : إنّى تارك فيكم ما إن تمسّكتم به لن تضلّوا كتاب اللَّه و عترتى . بدرستى كه من مىگذارم در ميان شما چيزى كه اگر دست به آن زنيد گمراه نخواهيد شد و آن چيز قرآنست و أهل بيت من ] . و نيز در « براهين قاطعه » گفته : [ آيت چهارم . از آيات فضائل أهل بيت :
« وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ »
چون أهل دوزخ روى بدوزخ آرند گويند : باز داريد ايشان را در موقف يا در سر پل كه ايشان سؤال كرده شدگان خواهند بود ، يعنى از عقائد و أعمال ايشان خواهند پرسيد از براى زيادتى توبيخ و سرزنش ايشان . ديلمى از أبو سعيد خدرى روايت كرده كه گفت رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و سلّم فرمود :
وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ
يعنى از ولايت على رضي اللَّه عنه ، و همين است مراد واحدى كه درين آيت گفته يعنى از ولايت على و اهلبيت سؤال كرده شده خواهند بود زيرا كه خداى تعالى پيغمبر خود را امر فرمود خلائق را بگويد كه بر تبليغ رسالت أجرى و مزدى از شما نمىخواهم مگر مودّت و دوستى خويشان من . بنابر اين از ايشان خواهند پرسيد كه آيا حقّ موالات و دوستى چنانچه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و سلّم ايشان را وصيّت كرده بود بجا آوردند تا به ثواب آن برسند يا آنكه آن را ضائع كردند و در آن أمر اهمال نمودند ( تا . ظ ) و بال آن اهمال و تضييع بايشان عائد شود . انتهى . و در قول واحدى يعني در آنچه گفت : چنانچه پيغمبر ايشان را وصيّت كرده اشارتست بأحاديثى كه درين باب وارد شده و در فصل ثانى خواهد آمد . از آن جمله حديث مسلمست كه از زيد بن أرقم روايت كرده كه گفت : رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و سلّم برخاست در ميان ما و شروع در خطبه كرد و بعد از حمد و ثناى بارى تعالى گفت : أما بعد ! ايمردمان ! جزين نيست كه من مثل شما بشرم ، و نزديك به آن شده كه رسول پروردگار بطلب من آيد و من اجابت كنم ، بتحقيق كه من در ميان شما مىگذارم ثقلين ، يعنى دو چيز نفيس عظيم
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 679 | السيد مير حامد حسين الهندي