صفر سنه سبع و سبعين و خمسمائة واقع شد ، صغانى او را باعتبار أصل گويند . صغان - بفتح صاد مهمله و غين معجمه - شهرى از بلاد ماوراء النّهرست ، ابتداى حال نزد والد خود تلمّذ كرد و فنون كثيرة تحصيل نمود و استعداد عالى بهمرسانيد و در سنه خمسة عشر و ستّ مائة ببغداد رفت و سالها در آن جا رحل اقامت افكند و بتدريس و تصنيف مشغول گشت از آنجا بمكّة معظمه شتافت و مدّتى بمجاورت بيت اللَّه سعادت اندوخت و جانب عراق عطف عنان نمود ، در سنه سبعة عشر و ستّ مائة خليفهء وقت او را بر سبيل رسالت بهند فرستاد و در سنه أربع و عشرين و ستّ مائة از هند بعراق برگشت و كرّت ثانى بر سبيل سفارت از آنجا بهند آمد و در سنه 637 ببغداد معاودت نمود و در مكّه معظّمه و عراق عرب و هند از شيوخ فراوان حديث را سماع نمود و تصانيف غرّا پرداخت مثل مشارق الأنوار كه شهرت تمام دارد ، و شرح صحيح بخارى ، و درّ السّحابة ، و شرح آن ، همه در فن حديث ، و كتاب شوارد ، و عباب ، و شرح القلادة السّمطية في توشيح الدّريديه ، و كتاب الافتعال در لغت و كتاب الفرائض ، و كتاب العروض . وفاتش در بغداد سنهء خمسين و ستّ مائة در عهد مستعصم ختم خلفاى عباسيّه اتفاق افتاد ، فرزندان خود را وصيّت كرده كه نعش او را بمكّة معظّمه نقل كنند ، أوّل او را در حرم ظاهرى واقع بغداد به خانه خودش أمانت گذاشتند و در سال مذكور بمكّهء مقدّسه آورده دفن ساختند . مولانا در آغاز مشارق تمنّاي قبر خود در آن بقعهء فاخره بيان كرده و گفته : أماته بها حميدا فأقبره ثمّ إذا شاء أنشره . هكذا في « مآثر الكرام - تاريخ بلگرام » للسّيّد غلام على آزاد الواسطى البلگرامى . و در « تحفه الأخيار » بترجمهء مشارق الأنوار نوشته : تصانيف ايشان بسيار است از آن جمله كتاب : « مصباح الدّجى من صحاح أحاديث المصطفى » و كتاب « الشّمس المنيرة من الصّحاح المأثورة » و كتاب « عقلة العجلان » و كتاب « وفيات الصحابة » و كتاب « زبدة المناسك » و كتاب « درجات العلم و العلماء » و كتاب « التكمله » در لغت و در وى باصلاح غلط جوهرى در « صحاح » پرداخته و لغاتى كه در آن نبود در وى داخل ساخته ، و كتاب « مجمع البحرين » حافل جميع لغت عرب
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 451
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٤٥١