جزئى قليل از مالى داشت از منفعت تجارتش بسر أوقات مىكرد ، و خيلى متواضع بود ، كسى را همراه نمىگرفت . رهاوى گفته : يك نيم سال نزد او آمد و رفت كردم در اين مدّت چيزى كه خلاف شرع و مروّت باشد از وى نديدم . ولادت او در ذى قعده سنهء إحدى و خمسمائة بوده ، و وفات ليلة الاربعاء تاسع جمادى الاولى سنة إحدى و ثمانين و خمسمائة و هر دو باصبهان اتفاق افتاد ، هنوز از دفن او فارغ نشده بودند كه باران بسيار هجوم آورد موسم گرما بود آب در أصفهان در آن روزها كم بود . بعضى از صلحاى آن زمان خبر دادند كه من آن حضرت صلّى اللَّه عليه و سلّم را بخواب ديدم گويا وفات يافتهاند پيش معبّرى رفتم گفت اگر خواب تو راستست امامى از أئمّهء مسلمين كه بىنظير وقت باشد رحلت نمايد زيرا كه همين قسم خواب نزد رحلت إمام شافعى و وفات سفيان ثورى و إمام أحمد بن حنبل نيز ديده بودند . بينندهء خواب گفته هنوز شام نشده بود كه خبر وفات أبو موسى در كوچه و بازار شائع شد .
در بيان نسبت مدينى به چند شهر
مدينى - بفتح ميم و كسر دال و سكون يا - نسبتست بسوى مدينهء أصبهان . حافظ أبو سعد سمعانى در كتاب « الأنساب » گفته : اين نسبت بسوى چند مدينه است ، اوّل آنها مدينهء رسول است صلّى اللَّه عليه و سلّم ، دوّم :
مرو ، سوّم : نيشاپور ، چهارم : أصبهان ، پنجم : مدينة المبارك بقزوين ، ششم : بخارا ، هفتم : سمرقند ، هشتم : نسف ، و ذكر كرده كه نسبت بسوى همهء اين مدن مدينيست ، و أكثر در نسبت مدينه رسول صلّى اللَّه عليه و سلّم « مدني » آيد ، انتهى . محرّر اين مسطورهم در أصل مدينيست نسبت ببخارى ] انتهى .
و نيز مولوى صديق حسن خان معاصر در « تاج مكلّل » گفته : [ أبو موسى محمّد ابن أبى بكر عمر بن أبى عيسى أحمد بن عمر بن محمّد بن أبى عيسى الأصبهانى المدينى الحافظ المشهور ، كان إمام عصره في الحفظ و المعرفة ، و له في الحديث و علومه تواليف مفيدة ، و صنّف كتاب « المغيث » في مجلّد كمّل به كتاب « الغريبين » للهروي و استدرك عليه و هو كتاب نافع ، و له كتاب « الزّيادات » في جزء لطيف جعله ذيلا على كتاب شيخه أبو الفضل محمّد بن طاهر المقدسى الّذى سمّاه كتاب « الأنساب » و ذكر من أهمله