أحاديث صحيحين را بر أسانيد صحابه ترتيب داده و در مرتبه ثالثه كه از مرتبه مكثرينست مسند أنس بن مالكست تا آنجا به نظر را قم حروف نرسيده و خطبه دراز ديباچه نوشته ، كنيت او أبو عبد اللَّه و نامش محمّد بن أبى نصر فتوح بن عبد اللَّه بن فتوح بن حميد أزدى حميدى أندلسيست ، و او را ميرقى نيز گويند نسبت به وطن حاضر او ، و ظاهرى نيز گويند بنابر نسبت بمذهب ظاهريه معنى ظاهريّه صفات نه ظاهريّهء فروع ، در أندلس و مصر و شام و عراق و حرم شريف تحصيل سماع حديث نموده و آخر ساكن بغداد شد شاگرد رشيد ابن حزم ظاهرى بوده و از عبد اللَّه قضاعى و أبو عمر بن عبد البرّ و أبو بكر خطيب و ديگر محدّثين عمده نيز استفاده نموده . تولد او در عشرهء أولى از قرن خامس است و در مكّهء معظمه با كريمهء مروزيّه كه راويهء بخاريست ملاقات نموده ، و روزى أبو بكر ابن ميمون بر در حجره او آمد و تخته در را حركتى داد تا استيذان باشد ، حميدى را از آن غفلت شد ؛ أبو بكر بن ميمون دانست كه چون مرا منع نكرد ، اذنست در حجره در آمد ، ران حميدى مكشوف بود بر حميدى اين امر بسيار شاقّ شد و تا دير مىگريست و گفت از آن بار كه تميز و شعور پيدا كردهام تا اين وقت ران مرا كسى برهنه نديده ! أمير بن ماكولا كه از مشاهير محدّثينست يار و دوست حميدى بود گفتهست كه مثل حميدى در پاكى و نزاهت و عفّت و تورّع و تشاغل بعلم هيچكس را نديدم و در فنّ معرفت علل حديث و تحقيق معانى آن بر طبق أصول ، مهارت تمام داشت و در علم عربيّت و أدب و حلّ تراكيب قرآن مجيد و دريافت لطائف بلاغت آن نيز دستگاهى كلّى نصيب او بود . از تصانيف او وراء اين كتاب « تاريخ أندلس » ست كه مشهورست نام او « جذوة المقتبس في تاريخ الأندلس » ست و كتابى ديگرست مسمى به « جمل تاريخ الإسلام » و كتاب « الذّهب المسبوك في وعظ الملوك » و كتاب « مخاطبات الأصدقاء في المكاتبات و اللّقاء » و كتاب « حفظ الجار » و كتاب « ذمّ النّميمه » . شعرى هم دارد ليكن در وعظ و نصيحت ، مردم بسيار در مجلس و خانه او را امتحان كردند هرگز ذكر دنيا بر زبان او نرفته بود ، هفدهم ذى حجه سال چهارصد و هشتاد و هشت وفات يافت ، و أبو بكر شاشى كه از مشاهير فقهاى شافعيه است بر وى نماز جنازه خواند و نزد
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 355
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٣٥٥