بخاري در أهل شام و ذكر مىكند در حديثى يكى از آنها را بكنيت او و در جاى ديگر بنام پس گمان مىرود كه آن دو كساند و مسلم را غلط كمتر واقع مىشود ، خطيب بغدادى گفته : مسلم پيروى كرده است بخارى را و نظر كرده است در علم وى و راست مىرود برابر با وى ، دار قطنى گفته : اگر بخارى نمىبود نمىرفت مسلم و نمىآمد ، غرض كه مسلم از مستفيدان آثار بخارى و مقتبسان أنوار اوست و أبو أحمد و شيخ حاكم نيشابورى گفته : مسلم أكثر أحاديث كتاب او در كتاب خود متفرّق آورده و بسيار دليرى كرده كه به او منسوب نساخته و در صحيح خويش از او روايت نكرده ، و مسلم را غير از صحيح مصنّفات ديگر همست ، مانند : مسند كبير و جامع كبير .
و كتاب علل . و كتاب طبقات . و كتاب أوهام محدّثين . و كتاب تمييز . و كتاب من ليس له إلّا راو واحد . و كتاب أوهام مخضرمين ، انتهى . و كتاب الوجدان ( الوحدان . ظ ) . و كتاب حديث عمرو بن شعيب عن أبيه عن جده . و كتاب مشايخ مالك . و كتاب مشايخ ثورى .
و از عجائب او آنست كه گاهى در عمر خود كسى را غيبت نكرده و نه كسى را زده و نه كسى را شتم كرده و در معرفت صحيح حديث از سقمش ( سقيمش . ظ ) مقدّم بر جميع أهل عصر خود بود تا آنكه در بعض امور مرجّح و مفضّل بر بخاريست ، زيرا كه بخارى را در بعض أحاديث بسبب تقديم و تأخير و حذف و اسقاط بعضى ألفاظ تعقيد متون روى داده اگر چه از مراجعت بسوى روايت ديگر هم در آن صحيح است آن تعقيد منحلّ مىشود ، بخلاف مسلم كه وى ألفاظ را بنوعى سوق نموده و از رجالى آورده كه أصلا در نسخ آن تحريفى واقع نيست . تولد وى در سنهء دو صد و شش بوده و وفات بالاتّفاق شام يكشنبه بيست و پنجم رجب سنهء دو صد و شصت و يك ، عمر او پنجاه و پنج سال شده ، روز دوشنبه دفنش كردند ، گويند : در مجلس مذاكرهء حديث ، او را از حديثى پرسيدند ، آن حديث را نشناخت به منزل خود آمد در كتابهاى خود بتجسّس آن مشغول شد ، سبد خرما روبروى او نهاده بود يكان يكان بطريق نقل از آن برداشته مىخورد تا آنكه خرما تمام شد و در فكر حديث شعورى نماند و حديث يافته شد ، اين كثرت أكل سبب موت او شد . أبو حاتم رازى كه از أجلّهء محدّثينست مسلم را بخواب ديد
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 172
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص١٧٢