تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
شديد ، و اين ناسخ ( عليكم أنفسكم ) مىباشد . و سعيدى گفته : هيچ منسوخى بيش از فرمودهء خداى تعالى :
( قُلْ ما كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ . . . )
« 1 » باقى نمانده است ، كه شانزده سال ماند تا اينكه اوّل سورة الفتح در سال صلح حديبيه نسخ شد . و هبة اللّه بن سلامة الضرير دربارهء فرمودهء خداى تعالى :
( وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ . . . )
« 2 » گفته بود : از اين جمله كلمهء ( و أسيرا ) نسخ شده است ، و منظور أسير مشركين مىباشد ، پس چون كتاب بر او خوانده مىشد دخترش مىشنيد ، وقتى به اينجا رسيد دخترش گفت : اى پدر خطا كردى ، گفت : چطور ! جواب داد : مسلمانان اجماع دارند كه أسير غذا داده مىشود و نمىگذارند از گرسنگى بميرد ، پس گفت : راست مىگويى . و شيذله در البرهان گفته : نسخ ناسخ جايز است كه ناسخ منسوخ گردد ، مانند فرمودهء خداى تعالى :
( لَكُمْ دِينُكُمْ وَ لِيَ دِينِ )
« 3 » ، آن را فرمودهء خداى تعالى :
( فَاقْتُلُوا - الْمُشْرِكِينَ )
« 4 » نسخ كرد ، و سپس اين آيه با فرمودهء خداى تعالى :
( حَتَّى يُعْطُوا - الْجِزْيَةَ )
« 5 » نسخ گرديد . چنين گفته ، ولى از دو جهت در آن نظر است : وجه اول : قبلا اشاره شد . وجه دوم : فرمودهء خداى تعالى :
( حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ )
« 6 » مخصّص آيه است نه ناسخ آن ، البته مىتوان مثال ديگرى براى آن آورد : آخر سورة المزمّل كه ناسخ اوّل سوره است و منسوخ به وجوب نمازها . و فرمودهء خداوند :
( انْفِرُوا خِفافاً وَ ثِقالًا )
« 7 » كه ناسخ آيات دست برداشتن از كفار ، و منسوخ به آيات عذر مىباشد . و ابو عبيد از حسن و ابو ميسره آورده كه گفتند : در سورة المائدة منسوخى نيست . ولى اشكال مىشود به آنچه در مستدرك از ابن عبّاس آمده كه فرمودهء خداوند :
( فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ )
« 8 » منسوخ است به فرمودهء خداوند :
( وَ أَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ )
« 9 » . و ابو عبيد و ديگران از ابن عبّاس آورده‌اند كه گفت : اولين چيزى كه از قرآن نسخ شد آيهء قبله و سپس آيهء روزهء نخستين بوده است .
هامش
( 1 ) . احقاف ، 9 ( 2 ) . انسان ، 8 ( 3 ) . كافرون ، 6 ( 4 ) . توبة ، 5 ( 5 ) . توبة ، 29 ( 6 ) . توبة ، 29 ( 7 ) . توبة ، 41 ( 8 ) . مائدة ، 42 ( 9 ) . مائدة ، 49
الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 81 | جلال الدين السيوطي / سيد مهدى حائرى قزوينى / محمد ابوالفضل ابراهيم